مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



نقش روزنامه ها در پيدايش نهضت مشروطه

نقش روزنامه ها در پيدايش نهضت مشروطه

نهضت مشروطه ايران گرچه نتوانست به تمامي اهداف  مورد نظر خود دست يابد ،اما تاثير زيادي بر ساختار سياسي ،اجتماعي و فرهنگي جامعه ايران داشت ،عواملي چندي در پيدايش ،پيروزي و استمرار آن دخيل بودند از ميان آن عوامل ، نقش علل فرهنگي در بيداري مردم ايران بر جسته است.
و روزنامه ها نيز مهمترين ابزار فرهنگي جامعه هستند به همين خاطر در اين مقاله به بررسي نقش روزنامه ها در پيدايش نهضت مشروطه پرداخته مي شود ،زيرا روزنامه ها در پيدايش آگاهي و تحرك اجتماعي مردم براي تغيير و تحول در ايران بسيار موثر  بودند وقوع نهضت مشروطه در سال 1324ھ.ق/  1285ھ .ش را بايد ثمره ي اين آگاهي دانست كه پيامد آن  ايجاد تحول اساسي در ساختار كهن سياسي ،اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي در ايران بوده گر چه واژه روزنامه در فرهنگ ادب ايران به كار رفته است و عنصري نيز در ديوان خود اين واژه را به كار برده ،به روزنامه اي ايام در ،همه پيداست اگر چه بخواهي دانست روزنامه بخوان . شايد چنين تصور شود كه در آغاز قرن پنجم هجري و به روزگار سلطان محمود غزنوي  روزنامه وجود داشته است بعد از تحقيق در مدارك و مآخذ ،مشخص شد كه واژه ي روزنامه يا معرب آن  رو زنا مچ يا روزنامچه كه در فرهنگ ما به كار رفته معنا و مفهوم ديگري داشته است و آن عبارت بوده از دفتري كه اتفاقات و حوادث روزانه ديواني در آن ثبت مي شده است . و مطبوعات مشتمل بر روزنامه ، چريده ، مجله ،صحيفه و ماهنامه بدون شك از ره آورد تمدن و فرهنگ اروپاست كه از دوره قاجاريه در ايران رواج يافت .1 اين پديده در اروپا داراي سابقه بيشتري است چنانكه ،نخستين بار روزنامه و مجله هاي اروپاي در زمان شاه عباس اول به ايران راه يافت . در زمان وي بود كه باب روابط با اول اروپا ي گشوده شد و تعداد ي از اروپاييان روانه ايران شدند و به كار تجارت مشغول شدند طبيعي است كه اقوام و خويشان با آنان مكاتبه مي كردند و اخبار و اوضاع  خانواده را به اطلاع ايشان مي رساندند و به ضميمه نامه هاي خود تعداد ي روزنامه و مجله هم مي فرستادند تا در ديار غربت با مطالعه ي آنها مدتي سر گرم شوند . از نمونه ي اين افراد دن   گارسياد سيلو ا فيگوئروا ،سفير اسپانيا است كه در سال 1618م/ 1028ھ. ق وارد اصفهان شد در سفر نامه خود كه به وسيله ي يكي از همراهانش تحرير شده از رسيدن روزنامه و مجله هاي  اروپاي خبر داده است 2 . آيا ورود اين مجلات تاثيري در ايرانيان داشته است ؟ آنچه مسلم است توده مردم با اروپاييان هيچ گونه ارتباطي نداشتند و ممكن است دولتمردان در بار  صفوي اطلاعاتي به دست آورنده باشند. در زمان فتعلي شاه كشور مورد توجه سه قدرت دنياي آن روز يعني فرانسه ، انگليس و روس قرار گرفت و ايران زمين موضوع روزنامه هاي جهان آن روز شده تعدادي از روزنامه ها و جرايد اروپايي به ايران مي رسيد  و جلوه هاي گوناگون زندگي ايرانيان در صفحات جرايد انعكاس مي يافت 3 . اگر چه ما از عكس العمل فتعلي شاه و  دولتمردان دربار او در برابر نوشته هاي جرايد اروپايي بي خبر مانده ايم ولي شواهدي در دست است كه عباس ميرزا  از انتقادات روزنامه هاي آن عصر سخت نگران بوده است . وي در نامه اي كه به انشاي قائم مقام فراها ني است و عباس ميرزا به برادرش خلل السلطنه بعد از واقعه كرمان مي نويسد :... هيچ نقص خود نمي دانم اما طاقت آن ندارم كه همين اوضاع مسئله كرمان را تصور كنم ، در گازت هاي روم و روس و فرنگ بنويسند 4 . اين خود بيانگر آن است  كه مسائل ايران مورد توجه  روزنامه هاي اروپا بوده و عباس ميرزا و اطرافيان او به اين امر واقف بوده اند . نخستين روزنامه فارسي را در جهان يكي از انديشمندان هند به نام رام مهان روي  rommohanroy)) (1823-1772) در هندوستان به چاپ  رساندند  و انتشار اين روزنامه فارسي زبان هند با عنوان « مرآت الاحوال » در سال 1324 ھ . ق صورت گرفته كه بر تاريخ ظهور روزنامه كاغذ اخبار ميرزا صالح شيرازي قريب سي سال تقدم زماني دارد يكي دو شماره از اين روزنامه انتشار يافت و به ايران هم آمد اما اثري از آن در دست نيست دليل رواج اين روزنامه در هند آن بود كه در آغاز قرن سيزدهم هجري  يا نوزدهم  ميلادي زبان فارسي ، زبان رسمي هند بود 5 .
در سال 1226 ھ . ق دو نفر دانشجو در سال 1230 ھ. ق  پنج نفر براي ادامه تحصيل به انگلستان اعزام شدند ، اين دانشجويان در بازگشت به وطن  مصدر  خدمات مهمي گرديدند يكي از آنان به نام ميرزا صالح شيرازي اولين چاپخانه را به راه انداخت و نخستين روزنامه را انتشار داد 6 . اين روزنامه در سومين سال سلطنت محمد شاه قاجار (1253 ھ . ق ) در ايران به چاپ رسيد گر چه عنوان و اسم رسمي نداشت ولي با نام كاغذ اخبار معروف شد اين نشريه به سر دبيري ميرزا صالح شيرازي و انتشار آن ماهيانه بود. و طول مدت انتشاراتش حدود سه سال طول كشيد و مالكيت آن هم دولتي بود.7 از انتشار اولين روزنامه در ايران تا پيروزي نهضت مشروطيت طي مدت زماني 71 ساله ،مديران 89 نشريه نخستين شماره هاي خود را به ترتيب انتشار هاي گوناگون (روزانه ،سه روز در هفته ،هفتگي ،دو هفته نامه ،ماهنامه ،غير منظم و...)
در داخل كشور (4/67در صد )و خارج از كشور (6/32در صد ) به چاپ رساندند و به عبارتي پيام خود را عرضه كردند و طي اين مدت تنها در هشت شهر ايران ( تهران ،تبريز، اروميه، بو شهر،
اصفهان ، مشهد، همدان، و شيراز) مطبوعات منتشر مي شد از اين نشريات داخلي ،3/63 در صد در تهران ، و تبريز با اختصاص   6/21 در صد از كل مطبوعات داخلي، انتشار يافته كه به عنوان قطب هاي مطبوعاتي داخل كشور به حساب مي آمدند . همچنين طي مدت زمان مورد نظر 29 عنوان نشريه با عنوان مطبوعات ايراني غير داخلي در 13 شهر شش كشور جهان ( هندوستان ،روسيه، مصر ،عثماني ،فرانسه و انگلستان) انتشار يافتند كه از طريق راه هاي گوناگون و به طور مخفيانه به دليل ممنوعيت هاي اعمال شده به داخل كشور ،وارد كشور مي شدند 8. ميرزا صالح شيرازي در سال 1237 ھ. ق بعد از چهار سال تحصيل به ايران بازگشت و مترجم مراسلات عباس ميرزا شد و در سال 1237 ھ .ق از طرف وي سفير ايران در لندن گرديد و يك بار نيز در سال  1244ھ .ق همراه هيات سياسي ايران به پطرزبورگ  و مسكو رفت ،مهمترين حادثه زندگي ميرزا صالح شيرازي آوردن چاپخانه  به ايران و نشر اولين روزنامه ي ايراني بود. نخستين شماره اين روزنامه در جمادي الا ولي  سال 1253 ھ. ق منتشر شد قبل از  چاپ نخستين شماره ،برگ كاغذ ي با نام (طليعه كاغذ اخبار ) منتشر شد و چاپ نخستين روزنامه ايران را به ملت ايران مژده داد.9  تاريخ تحرير اعلامنامه در او خر  رمضان سال 1253 ھ. ق كه در واقع قريب به سه ماه قبل از انتشار روزنامه منتشر شده است 10.
كاغذ اخبار به فاصله 215 سال بعد از انتشار نخستين روزنامه در لندن  (با نام weekynows  در سال 1622 م ) تأسيس شد . متن طليعه روزنامه كاغذ اخبار به شرح ذيل بود: (( اعلام نامه اي است كه به جهت استحضار ساكنين ممالك محروسه  ايران قلمي و تذكره مي نمايد بر راي صوابنماي ساكنين ممالك محروسه مخفي نما ناد كه همت ملوكانه اولياي دولت عليه ايران مصروف بر اين گشته است كه ساكنين ممالك محروسه تربيت شوند و از آنجا كه اعظم تربيت آگاه ساختن از كار جهان است. لهذا به حسب حكم شاهنشاهي كاغذ اخباري مشتمل بر اخبار شرقيه و غربيه در دار الطباعه ثبت و به اطراف واكناف  فرستاده خواهد شد.))  اخبار غربيه  عبارت .بود از اخبار اروپا ،افريقا ، و امريكا و جزاير متعلق به آنها و اخبار شرقيه  عبارت بود از عربستان ،آناتولي ،ارمنستان ،ايران ،خو ارزم ،تبت ، چين، هندوستان، كابل  قندها و...بود 12. از كاغذ اخبار تا كنون سه شماره به دست آمده است . يك نسخه به صورت رونوشتي از شماره محرم سال 1253 ھ. ق در مجله سلطنتي آسياي لندن ديده مي شود و دو نسخه اصلي از شماره هاي ربيع الثاني و جمادي الا ول سال 1253ھ .ق در موزه بريتانيا نگهداري مي شود . نسخه هاي موجود نشان مي دهد كه كاغذ اخبار نشريه اي دولتي بوده و در كار انتشار آن هيچ يك از افراد غير دولتي سهمي نداشتند و مطالب آن زير نظر دقيق مديرت وابسته به دستگاه حاكم كنترل مي گرديد . به هر حال اين روزنامه تا سال 1256 به مدت سه سال به صورت ماهانه منتشر مي شد . اما به سبب بي كفايتي و سياست ضد فرهنگي حاجي ميرزا آقا سي صدراعظم محمد شاه راه  انتشار اين نشريه كه جاي با ارزشي در تاريخ مطبوعات ايران دارد  مسدود گرديد 13. چاپ روزنامه در ايران يكي از حوادث بزرگ فرهنگي قرن سيزدهم هجري است و در حقيقت بايد ورد ميرزا صالح به ايران و چاپ روزنامه كاغذ را آغاز نويد تحولي فرهنگي ايران دانست . معلوم است كه ميرزا صالح به جهان نو و تربيت مردم و نشر دانش توجه خاصي داشت به اين جهت روشنفكري و نوجوي او در سفر نامه اش به انگلستان نيز نمايان است . ميرزا صالح در سفر نامه اش نشان مي دهد كه با ديدي عميق به مسائل مي نگريسته و در اين راه حتي تيز هوشي فراوان نشان داده است آشناي او با زبان انگليسي  و فرانسوي باعث شد كه او علاوه بر مطالعه تاريخ انگلستان و ليبراليم  اقتصادي انگليس با افكار متفكران انقلابي فرانسه ،مثل رو سو، ولتر منتسكيو ،ديد رو و اصحاب دايره المعارف آشنا شود14. او براي اولين بار در تاريخ ايران از آزادي فردي سخن مي راند و حكومت مشروطه را به جاي حكومت خودكامه پيشنهاد نمود . اصحاب وزارت خارجه انگليس كه توسط ايادي خويش به هوش سر شار اين جوان واقف بودند ،اطراف او را گرفته  سرانجام پايش را به محافل فرما سو نري باز كردند15 از انتشار روزنامه كاغذ اخبار تا احياي مجدد روزنامه در ايران چهارده سال طول كشيد . و در سومين سال سلطنت ناصر الدين شاه ،در زمان صدارت ميرزا تقي خان امير كبير ،با توجه به اقدامات اساسي اين مرد با تدبير در اشاعه فرهنگ و اصلاح امور  كشور ، تاسيس روزنامه اي با عنوان وقايع اتفاقيه به صورتي كه در كشور هاي اروپاي مرسوم بود  براي نشر اخبار و گزارش هاي مهم مورد استفاده قرار گرفت . وقتي كه ميرز ا تقي خان امير كبير به صدارت ناصرالدين  شاه رسيد تصميم  گرفت دست به اصلاحاتي بزند از جمله اين اصلاحات تاسيس روزنامه اي بود با عنوان وقايع اتفاقيه ، هدف ميرزا تقي خان كه با روزنامه هاي فرنگستان  آشناي داشت  معطوف به دو معني بود يكي اطلاع يافتن از اوضاع جهان و ديگر ي پرورش عقلاني مردم و آشنا كردن آنها با دانش جديد و احوال ديگر كشورها . شماره اول روزنامه وقايع اتفاقيه  روز جمعه پنجم ربيع الثاني  1267ھ .ق / هفتم فوريه 1851 م انتشار يافت در صفحه  اول علامت شير و خورشيد و عبارت( (يا اسد الله الغالب )) نگاشته شده بود، شماره اول روزنامه با عنوان ((روزنامچه  اخبار دارالخلافه تهران ))منتشر گرديد . از شماره دوم به نام روزنامه(( وقايع اتفاقيه ))خوانده شد 16 .  مدير آن حاجي ميرزا جبار تذكره چي بود و مترجمي روزنامه را بر جين انگليسي به عهده داشت . اين روزنامه هفته اي يك بار در چهار تا هشت صفحه با چاپ سنگي پخش و در آن علاوه بر اخبار  ايران و جهان و آگهي ها و نرخ امتعه و اجناس ،مقالات سودمند علمي درج مي شده است . مثلاً
مطالب روزنامه در سال اول به شرع ذيل بود. ((شرح مشورت خانه هاي ممالك اروپا  ،اوضاع سياسي اروپا ،احوالات ما زيني پيشواي ايتاليا و عقايد انقلابيون و آزادي خواهان آنجا و كشمكش آنان با اتريش ، نقشه كانال سوئز و سابقه تاريخي آن ، اوضاع اجتماعي هندوستان ،احداث راه آهن ، تحقيقات در علم هئيت و پي بردن به كمر بند ستاره زحل ،علل معرفه الارض زلزله ... سابقه تمدن امريكا و اخبار متفرقه ديگر بود . ))17. هدف روزنامه بارها در خود روزنامه تكرار گرديده و در نخستين شماره آن آمده ... از جمله محسنات اين گازت يكي آنكه سبب دانايي و بيناي اهالي اين ((دولت عليه است ديگر جلوگيري از اخبار كاذبه ...18. اين روزنامه به مدت ده سال با همين نام چاپ و منتشر مي شد تا آنكه در سال 1277 ھ. ق نام آن تغيير يافت و از شماره 472 به اسم روزنامه ي دولت عليه ايران در آمد و تصاويري نيز بر آن افزوده شده . روزنامه مذكور تا شماره 688 (1287ھ. ق) به طور غير مرتب منتشر و از آن پس تعطيل شده پس از انتشار روزنامه دولت عليه ايران ،روزنامه ديگري با  نام روزنامه علميه ي دولت عليه و بعد از آن روزنامه اي ديگر با نام روزنامه ملت سينه ايران در تهران  منتشر گرديد و اين دو نشريه كه به صورت ماهانه  و با چاپ سنگي بودند در دارالفنون تحت نظر شاهزاده اعتفادالسطنه ،  وزير علوم ،اداره مي شد 19. روزنامه هاي اين دوره بر اثر  كنترل شديد دولت به انحطاط گراييده بودند و  حتي  مروج بي دانشي هم شده بودند . تا اينكه ميرزا حسين خان سپهسالار به  صدر اعظمي ناصر الدين شاه رسيد وي در ابتدا در سال  1287 ھ. ق به وزارت عدليه و اوقات منصوب شده ، چون مدت مديري در خارج از ايران زيسته بود و با مطبوعات اروپايي آشنايي داشت و رسالت آنان را مي شناخت بطور كلي از آنچه به نام روزنامه در پايتخت ايران انتشار مي يافت راضي نبود و دلش مي خواست در ضمن اصلاحاتي كه آرزوي انجام آن را داشت وضع روزنامه و مندرجات آنها نيز مشمول تجديد نظر اساسي قرار گيرد.  .20.و در انتقاد از روزنامه ها گفت: ((وقايع بزرگ دنيا را ملت ايران اطلاع حاصل ننموده و روزنامه نگار يك كلمه از اين تحولات عظيم نمي نويسد . روز نامه كه در كشور هاي ديگر دستگاه منحصر به فرد و اسباب ترقي يك ملت است در ايران اسباب مسخره در آمد ه است.)21 ميرزا حسين خان سپهسالار به محض انتصاب به وزرات عدليه نشريه اي با نام ((وقايع عدليه )) تاسيس كرد غرض وي از تاسيس  چنان نشريه اي تربيت مردم مستعد  براي درك معني عدالت و جلب توجه عمومي به لزوم قانون گزاري   و تاسيس محاكم مختلف و انصراف نظرها از آنچه در اذهان عامه جاي مفهوم عدالت ،قانون و محكمه را گرفته بود. 22 سپهسالار علاوه بر روزنامه عدليه بنيان گذار روزنامه هاي ديگر ي چون نظامي ،مريخ وطن نيز مي باشد و همچنين تاسيس سالنامه نيز از اقدامات اوست گرچه با عزل او از صدر اعظمي هيچ كدام از  روزنامه هاي او بر جاي نمايد . از روزنامه هاي عهد ناصري مي تواند ((شرف)) را نام برد كه با خط نستعليق بسيار خوب و كاغذ بسيار عالي انتشار مي يافت . شماره ي اول آن در اول محرم 1300ھ. ق انتشار يافت و براي آگاهي بر شرح حال رجال عصر ناصري مفيد است . زيرا در هر شماره از آن شرح حال يكي از رجال آن زمان با تصاوير آنان آمده است . در بعضي از شماره ها علاوه رجال ايران شرح حال بزرگان جهان نيز آمده است . از روزنامه هاي ديگر درباره ناصر الدين شاه  مي توان به نشر اطلاع نيز اشاره كرد كه صاحب نظرا ن، آن را از روزنامه هاي بسيار سودمند آن زمان مي دانند 23. در سفرهاي داخلي ناصر الدين شاه به مناطق مختلف ايران ،يك چاپخانه كوچك و سبك همراه برده مي شد و وقايع مربوط به مسافرت روزانه از جمله شكارهاي ،خسروانه ، گفتار و كردار ملتزمين ركاب و بعضي اخبار متفرقه ديگر نگاشته مي شد از اين روزنامه ها يكي از روزنامه مرات السفر و مشكوت الحضر و ديگر ي روز نامه اردوي همايون بود .24  در ارزيابي روزنامه هاي عهد ناصري مي توان گفت كه مطبوعات اين دوره در تحول انديشه ها موثر بودند گرچه عده اي اعلام مي كنند كه اين روز نامه ها مخصوصاً روزنامه  هاي دولتي نقش در بيداري افكار مردم نداشته اند . زيرا مطالب و مقالات آنها پيش پا افتاده و بي ارزش است. اما بايد دانست كه تاريخ گذشته را نبايد از دريچه چشم امروز ديد و اين مطالب در روزگار خود بكر و تازه بودند و مردم را به تفكر وا مي داشتند و به يقين اين مطبوعات يكي ز عوامل مهم تحول افكار بوده اند . هر چه روز نامه هاي دولتي در داخل كشور ، صداي حكومت را منعكس مي كردند نه صداي ملت را.
دوره مظفري (1324-1313 ھ.ق ) به علت بيماري و ناتواني او، دوره هرج و مرج است روز نامه در اين دوره در نوشتن حقايق بي پروا تر شدند و روز نامه هاي مردمي در داخل مملكت در اين دوره بوجود آمده مثل تربيت ،مظفري ،الحديد ،عدالت و... ورود روزنامه هاي خارجي فارسي زبان به داخل كشور آزاد شد و در اين دوره است كه راه براي دموكراسي اصلي باز شد و مردم توانستند مشروطه را تحصيل كنند25 . يكي از روزنامه هاي كه در دوران مظفري  انتشار يافت روزنامه ((شرافت بود كه تقليد ي از روزنامه شرف عهد ناصري بود . شماره اول آن در ماه صفر 1314 ھ.ق انتشار يافت و به مدت شش سال دوام يافت . همچنين در سال 1316ھ.ق روز نامه ديگري با نام ((خلاصه الحوادث)) بيرون آمد كه فقط روزهاي يك شنبه و جمعه منتشر نمي شود و در بقيه ايام هفته چاپ مي شد 26. در يك تقسيم بندي ديگر علاوه بر روز نامه هاي دولتي ، روزنامه هاي غير دولتي يا مردمي را به  مي توان به دو دسته تقسيم كرد روز نامه هاي غير دولتي داخلي و روز نامه هاي داخلي مردمي تاثير  كمتري در مردم داشتند ،زيرا گردانندگان آنها در كار خود آزاد نبودند و نمي توانستند از حدودي كه برايشان مقرر شده گامي فراتر نهند . از اين نمونه مي تواند به روز نامه تربيت اشاره كرد . صاحب امتياز اين روزنامه محمد حسن خان ذكاء الملك فروغي بود. اولين شماره آن پنجشنبه  يازدهم رجب سال 1314ھ.ق و آخرين شماره آن به سال 1325ھ.ق و مجموعاً 434شماره  از آن منتشر شد. اين روز نامه از نظر نفاست و زيباي خط و كاغذ بر تمام حرايد  ملي برتري داشت . مقالات علمي بسيار مفيد  و مطالبي راجع به علل پيشرفت اروپاييان  در آن نگاشته مي شد . و به قول خود روز نامه : (( فرنگ چه شد كه اين طور ظريف و قشنگ شد، به سحر سحره يا به كرامت بر ره )) 27. به كوشش محمد حسن خان فروغي بود كه روز نامه از حالت روز نامه هاي بي روح در بار خارج شد و در نگارش و سبك تازه اي مورد استفاده قرار گرفت . شايد به همين  سبب است كه به فروغي ((پدر    مطبوعات ايران)) لقب دادهاند.28.
روز نامه هاي كه تاثير شديدي در بيداري افكار عامه داشتند ، روز نامه هاي غير دولتي چاپ خارج از ايران بودند. زيرا اين جرايد مطالبي را عنوان مي كردند كه روزنامه هاي ديگر داخلي جرات ابراز آن ها را نداشتند از اين دسته روز نامه هاي مي تواند به مدرس فارسي ،مفرح القلوب ، سيد الاخبار ،كوكب ناصري ،التودد ، مفتاح الظفر ،آزاد ، ارشاد، قانون ،حكمت ،حبل المتين ،ثريا و پرورش اشاره كرد.29. روز نامه  اختر در شهر استانبول ،به طور هفتگي و مدتي روزانه و چندي ،هفته اي دو بار، در سال 1292 ھ.ق چاپ و منتشر مي شد . شماره اول اين روز نامه روز پنجشنبه 16 ذيحجه 1292ھ.ق به مديريت محمد طاهر تبريزي و نويسندگي ميرزا مهدي اختر انتشار مي يافت و مدت 23 سال مرتباً دايره بود . تا در سال 1313ھ.ق از طرف دولت عثماني توقيف شد . ادوارد  براون در اهميت اين روز نامه مي نويسد (( در سنه 7-1886 ميلادي نيز كه من در ايران  سفر مي كردم تنها جريده قابل مطالعه در زبان همان اختر بود كه هفته اي يك بار در اسلا مبول  چاپ مي شد.))30. در حقيقت در دوران تيره و تار استبداد ،اختر كمك بزرگي به تنوير افكار ايرانيان نمود و همچون اختري تابناك بر آسمان تاريك نورافشاني كرد و اخبار كشورهاي خارجي كه در اين روز نامه درج مي شد . براي آشنايي مردم به اوضاع دنياي خارج كمك هاي مفيد و بزرگي نموده است ترديدي نيست كه وجود همين نوع جرايد ،افكار مردم آن زمان را مهياي  انقلاب نمود و پيدايش مشروطيت ايران تا اندازه اي رهين فداكاري مديران جرايد آن روز است 31. بسياري از روشنفكران و آزادي خواهان بنام آن روز مانند ميرزا آقا خان كرماني ،شيخ احمد روحي ، ميرزا مهدي تبريزي  و ميرزا علي محمد خان كاشاني با اين روز نامه همكاري نزديك داشتند . روز نامه اختر شهرت و اهميت فراواني در ايران  ،قفقاز ، عثماني ، هندوستان و عراق بد  ست  آورد كه در بعضي از نواحي قفقاز مردم عوام ،كه روز نامه خواندن را كفر و گناه  مي دانستند ، خواص را كه به خواندن آن اشتياق داشتند .((اختري مذهب)) مي خواندند اين روز نامه در پيشامد هاي مهم  از جمله داستان امتياز توتون و تنباكو ،مقالات مفيد و سود مندي نوشت 32. اختر تاثير مهم و دائمي بر انديشه مردم ايران داشت و مردم را به سوي تحول سوق مي داد، در حقيقت اختر سر فصل ايجاد علاقه مردم به مطبوعات بود. مردم كه از دستگاه قاجار ناراضي ،و عصباني بودند و اختر آنان  را  ارضا مي كرد علاقه مندي مردم به مطبوعات چنان بود. كه بعد از توقيف روز نامه در سال 1313ھ.ق باز هم مردم به دنبال مطبوعات بودند33. همچنين اختر نقش مهمي در پيدايش مدارس به سبك جديد داشته است . به طور ي كه شماره اي از روز نامه  اختر ،ميراز حسن رشديه – بنيانگزار مدارس به شيوه ي جديد – را بيدار كرد كه دست به تاسيس مدارس به سبك جديد بزند: ((مرا به رفتن بيرون و ياد گرفتن شيوه ي نوين آموزگاري يك گفتار ي از اختر برانگيخت . روزي با پدرم آن را مي خواندم ديدم نوشته؛ در اروپا از هزار تن ،ده تن بي سوادند ولي در ايران از هزار تن تنها دن تن با سواد مي باشند و انگيز ه اين بدي شيوه آموزش ، دشواري درس الفباست . بايد دبستانهايي به شيوه اروپا بنياد يابد – اين نوشته در من و پدرم سخت هنا ييد و من كه ملا زاده بودم و مي بايست به نجف رفته درس ملايي بخوانم با همداستاني از پدرم روانه استانبول ، مصر و بيروت گرديدم و در اين شهر باز پسين  چگونگي آموزگاري نوين را ياد گرفتم .اين نمونه اي است كه چگونه يك سخن  پاكدلانه راست كار خود را مي كند34. ناصرالدين شاه از نشر روز نامه ي اختر ،بسيار ناراحت بود و دستگاه استبداد سياه او  بيشترين كوشش را در جلوگيري از ورود شماره هاي اين روز نامه به عمل مي آورد. چنانچه در باب جلوگيري از ورود اختر به ايران ،فرماني با خط ناصرالدين شاه وجود دارد كه بدين شرح است :((جناب امين السلطان  انشاء الله احوال شما خوب است ... اين روز نامه اختر باز فضولي هاي زيادي مي كند ،نسخه آن را ديدم حالا مي دهم بياورند آرتيكل بدي نوشته شده است ملاحظه بكنيد اين روز نامه اين دفعه بايد جداً غدغن  سخت بشود كه پستخانه قبول نكرده نياوردند به ايران ،حتي به چاپارهاي انگليس و روس و فرانسه هم غدغن بكنيد كه منبعد  روزنامه اختر نياورند....))35.
روز نامه قانون را در لندن ميرزا ملكم خان منتشر كرد، وي فرزند ميرزا يعقوب ارمني از اهالي جلفاي اصفهان بود. در زمان سلطنت محمد شاه قاجار همراه پدر به تهران آمد ، در سن ده سالگي به پاريس رفت و در مدرسه پلي تكنيك پاريس به  تحصيل پرداخت پس از بازگشت به ايران ، در سال 1267 ھ.ق به عنوان مترجم وزرات خارجه به خدمت دولت در آمد يك سال بعد مدرسه دارالفنون به تدريس پرداخت ،از سال 1299 تا 1306 ھ.ق به عنوان سفير كبير ايران در لندن زندگي كرد و به دنبال ماجراي امتياز لاتاري از تمام مشاغل معزول شد و به دنبال آن از راه قلم به جمله به دولت ايران پرداخت . انتشار روز نامه  قانون ريشه در جريان امتياز لاتاري و عزل ملكم خان از كليه مناصب دولتي داشت . نخستين شماره قانون در اول رجب سال 1307ھ.ق در لندن انتشار يافت. 36. شعار قانون ((اتفاق ،ترقي و عدالت بود و ميرزا ملكم خان در شماره اول آن نوشته بود.: (( ما چند نفر كه به سعادت . بخت و به تقدير الهي موسس اين جريده  قانون شده ايم  بر ذمت دولت پرسشي خود حتم كردهايم كه از روي علوم و سرمشق هاي دنيا به قدري كه در قوه ما باشد به خلق ايران يا دونشان . بدهيم كه از براي اجراي قوانين چه نوع همت و چه قسم مساعي بايد به كار برد ...37. مخاطب ((قانون )) همه طبقات اجتماعي است سبك آن خيلي ساده و روشن و گيرا مي باشد . دايره مطالب قانون نسبتاً محدود است و از سه موضوع اصلي بحث مي كند : انتقاد از حكومت  مطلقه ، لزوم اصلاح حكمراني و ايجاد عدالت قانوني ، تعليمات حزبي و دعوت مردم به اتحاد و اتفاق و قانون طلبي . گذشته از موارد فوق قانون چند نكته ديگري را نيز مورد بحث قرار داده كه يكي موضوع جلب حمايت طبقه روحاني در پيشبرد هدفهاي ملي است و موضوع ديگري توجه قانون به حقوق  اجتماعي زنان است كه از مترقي تر ين جنبه هاي به شمار مي رود .     38. قانون از راه هاي مختلف ملكم روز نامه را بهترين وسيله افكار جامعه مي دانست يك جا تاكيد مي كند كه آزادي روز نامه اولين اسباب ترقي ملت است 39. قانون از راههاي مختلف از لندن به ايران مي رسيد و از روي آن نسخه هاي دستنويس  تهيه مي كردند  كه بعد ها دستگاه چاپي هم پيدا شد كه قانون را از نو در تهران به طبع مي رساندند 40. به طور كلي روز نامه قانون در جريان جنبش مشروطه خواهي تاثير عمده دارد 41. دولت براي مقابله با آن دست به اقدامات زد از جمله در روزنامه ي مقالات عليه ميرزا ملكم خان نوشتند و ديگر اعلام كردند كه مصمم هستيم اوراق قانون را ضبط كنيم و نگذاريم به دست هيچ كس برسد و اقدام به دستگيري افراد همچون ميرزا يوسف خان متشار الدوله  ، ميرزا محمد قلي خان فريد الملك و تعداد ي از توزيع كنندگان روز نامه  قانون كردند و همه را روانه زندان قزوين نمودند. و به طور كلي در خدمت و خيانت ملكم خان و در ارزيابي زندگي سياسي و شخصي وي زشت و زيبايي  فراوان گفته شده است . برخي ملكم را پيدا كننده ايران و از رهبران نهضت آزادي ناميده و گفته اند كه مقام او در ايران همان مقام ولتر  وژان ژاك   رو سو و ويكتور هو گوست
در ملت فرانسه . ولي كساني هم مانند محمد حسن خان اعتماد السطنه او را جاسوس و خائن  و طماع و پول پرست و حقه باز و نادان و شارلاتان ناميده اند . به هر حال در تاثير وي در روشنفكران آن روزگار ترديد ي نيست 42.روزنامه حبل المتين در سال 1311ھ.ق در كلكته هندوستان  منتشر شد ،مدير و موسس آن  سيد جمال الدين  كاشاني مويد الا سلام  بود اين روز نامه ،در زمان خود از ديگر روز نامه هاي ايراني بيشتر بود ،و به واسطه كمك هاي حاجي زين العا بدين تقيوف با علماي مذهبي نيز پيوستگي داشت اين روز نامه خواستار حكومت مشروطه و قانون بود و نويسنده آن بارها درباره لزوم اين دو قلم زده بود ه اين روز نامه نزديك به چهل سال در خارج از ايران منتشر مي شد و بزرگترين خدمت را به بر قراري اساس و آزادي ايران نموده است از آنجا كه در خارج چاپ مي شد سانسور نمي توانست مانع كار او شود سيد جمالدين اسد آبادي در ملاقاتي كه در بندر عباس با مويد الا السلام داشت وي را تشويق كرد تا از طريق روزنامه به بيدار كردن ايرانيان بپردازد . قسمتي از جبل المتين اختصاص به  موضوعات مذهبي داشت و اين روز نامه قهرمان ((اتحاد السلام )) شمرده مي شد 43. در مصر نيز روز نامه هاي  فارسي زبان چاپ و منتشر مي شد كه در قاهر حدود پنج روز نامه  و در اسكندريه يك روز نامه وجود داشت كه مجموعاً 7/20 در صد از روز نامه هاي فارسي خارج از ايران را شامل مي شد كه از آن  ميان مي تواند به ثريا ، حكمت و پرورش اشاره كرد . ثريا نشريه اي هفتگي بود. و در سال 1316ھ.ق به همت علي محمد خان  كاشاني در قاهره بوجود آمد و مقالات ميرزا علي محمد خان بسيار تند و تيز و خواستار فرا وان داشت ميرزا علي محمد خان اين نشريه را رها كرد و آن را به عهده فرج اله خان كاشاني گذاشت و خود نشريه پرورش را راه انداخت ،ثريا تا هنگامي كه ميرزا علي محمد خان  مدير و نويسنده آن بود ارج و قرب فراوان داشت . اما پس از جدايي اين نويسنده از نشريه ،از ارج و قرب آن كاسته شد 44. روز نامه پرورش در شهر قاهر و به زبان فارسي به مديريت ميرزا علي محمد  پرورش تاسيس و شماره اول آن در 16 صفحه به قطع وزيري چاپ و در تاريخ جمعه دهم صفر المظفر 1318 ھ.ق منتشر گرديد . اين روز نامه يكي از روز نامه هايي است كه به زبان فارسي منتشر شده و به سهم خود كمك هاي گرانيهايي در بيدار ي ايرانيان  و آماده ساختن آنها براي در خواست مشروطيت نموده است . خلاصه اين روز نامه جزوء  چند روز نامه فارسي است كه تا كنون كمتر نظير آن پيدا شده و از لحاظ آشنا ساختن مردم به اوضاع جهان ، مدير آن خدمت گرانيهايي نموده است . از روز نامه پرورش تا شماره 33 آن در دست است .
45. روز نامه ديگري كه در مصر چاپ مي شد روز نامه حكمت بود كه به سال 1310ھ.ق در قاهره چاپ مي شد و نويسنده آن ميرزا مهدي خان تبريزي (زعيم الدوله ) بود كه از استانبول به مصر رفت و در آنجا روز نامه حكمت را تا سيس كرد حكمت در نوشتن پارسي سره بدون تركيبات عربي اصرار زياد داشت .اين روز نامه تا اوايل مشروطيت دايره و مقالاتش بسيار موثر بود 46. از علل و عواملي كه سبب شد روز نامه هاي فارسي زبان در خارج از ايران انتشار يابد سخت گير هاي بود كه دولتمردان  قاجار نسبت به روشنفكران ايران داشتند . در نتيجه افرادي كه در مضيقه و تنگناي كوته انديشان قرار گرفته بود به استانبول ،مصر و... مهاجرت كردند و رحل اقامت افكندند . اين افراد تصميم گرفتند با ابزار روز كه همان روز نامه بود به آگاه نمودن جامعه پرداختند لذا با امكانات مكي كه داشتند شروع به تاسيس روز نامه فارسي زبان در هند ،عثماني ،انگليس و مصر نمود دن و از آنجا  تمام تلاش و كوشش خود را صرف آگاه نموده جامعه كردند . اين تلاش ها توسط روز نامه هاي  مثل حبل المتين ، اختر ،ثريا ،پرورش ،حكمت و قانون چون آبي زلال كام تشنه ي شيفتگان پيشرفته را سيراب  مي كرد و همچون زهر و شر ري بر كام مستبد ين و شيفتگان  قدرت مي نشست . زيرا آنان دوام و قوام خود را در جهل و ناداني مردم مي دانستند . اما اين فرايند رشد و گسترش آگاهي به جامعه موثر واقع شد . و روز به روز بر هواداران و طرفداران آنان افزوده شد تا سال 1324ھ.ق  مردم ايران توانستند رژيم قاجاريه را وادار به تمكين نمايد كه از نتايج و رها وردها ي آن  مي تواند به افتتاح مجلس ، تدوين قانون اساسي ، كم رنگ شدن قدرت شاه ، تفكيك قوا، فعاليت مطبوعات، پاسخگو بودن دولت در قبال عملكردها ي خود در برابر نمايندگان ،تشكيل انجمن ها و اخراب و تكاپوهاي اقتصادي و غيره اشاره كرد47.                                                                            
 
 
 
پي نوشت ها
1-   محيط طباطبايي ،محمد،  تاريخ  تحليلي مطبوعات ايران ، تهران ، موسسه انتشارت بعثت،
چاپ دوم ، 1375،13.
2-   رضواني ، محمد اسماعيل ، تاريخ معاصر ايران (كتاب اول) تهران ، موسسه پژوهش و مطالعات
فرهنگي ، چاپ دوم، 1372 ص 81
3-   رضواني ، محمد اسماعيل ، تاريخ معاصر ايران (كتاب اول) ص 81
4-   قايم مقام ، ابوالقاسم ، منشات قايم مقام ، كوشش جهانگير قايم مقامي ،تهران ، انتشارات ابن سينا، چاپ اول، 1337، ص 170.
5-   آدميت ،فريدون ، امير كبير و ايران ، تهران ، انتشارت خو رزمي ، چاپ پنجم ، 1355، ص368.
6-   رضواني ، محمد اسماعيل ، انقلاب مشروطه ، ايران ، تهران ، فرانكلين ، چاپ دوم 1353 ! ، ص9-8
7-   جبار لوي شبستري ، بهرام ، بررسي ويژگي هاي مطبوعات دوران انقلاب مشروطه ، مجموعه مقالات و سخنراني هاي همايش بزرگداشت  مشروطه ،تبريز ، انتشارت ستوده، 1383، ص 254.
8-   جبار لوي شبستري ، همان ، ص 255
9-   فشاهي، محدرضا، ازگاتها تا مشروطيت ، تهران ، گوتنبرگ ، چاپ دوم ، 1353، ص 289.
 
10- آريانپور، يحيي ، از صبا تا نيما ، جلد اول ، تهران ، فرانكلين ، چاپ اول ، 1350، ص 234.
-11فشاهي ،  محمد رضا ، همان ، ص 29.
12- رابينو ، ھ.ل روز نامه هاي ايران از آغاز تا سال 1329 ھ.ق ، ترجمه جعفر خمامي زاده ، تهران، اطلاعات ، چاپ اول، ‌1372، ص 210.
  13- رابينو ،ھ.ت همان ، ص 210.
14-   فشاهي ، محمد رضا ، همان ، ص286.
15- همان، ص289.
16- آدميت ،فريدون ،امير كبير و ايران ،ص372.
17-آريانپور ، يحيي ،همان ص273.
18- آدميت ، فريدون همان ، ص372.
19- آريانپور ، همان ،ص238.
20- محيط طباطبايي ، محمد ،همان ص34.
21- آدميت ،فريدون  انديشه ترقي حكومت قانون عصر سپهسالار ، تهران ،خوارزمي، چاپ  اول ، 1351،ص387.
22- محيط طباطبايي ،همان ص34.
23- رضواني ، محمد اسماعيل ، انقلاب مشروطه ايران ،ص23-20
24- همان ، ص23.
25- قاسمي ،سيد فريد ، تاريخ معاصر ايران (در كتاب دهم ) ،تهران، موسسه و مطالعات فرهنگي ،چاپ اول ، 1375،ص207.
26- خاتمي، محمد، زمينه هاي خيزش مشروطه ،ص71.
27- رضواني ،محمد اسماعيل ، همان ص26.
28- رابينو ،ھ.ق ،همان،ص21.
29-جبار لوي سبستري ، همان ص256.
30 – براون ، ادوارد ، ايران ، جلد چهار ،ص314
31- صدر هاشمي ، محمد ، تاريخ جرايد و مجلات ايران ، جلد اول ،اصفهان، انتشارت كمال، چاپ دوم ، 1363،ص63.
32- آريانپور ، يحيي، همان ،ص250.
33- قاسمي ،سيد فريد ، همان ،ص212.
34- كسروي ،احمد، تاريخ مشروطه ايران ، جلد اول ، تهران، امير كبير ، چاپ سيزدهم، 1357،ص41-40
35- فشاهي ، محمد رضا ، همان ص268.
36- بهار (ملك الشعرا) ، محمد تقي ، سبك شناسي ، جلد اول ، تهران ، امير كبير ، چاپ چهارم، 1355،ص374.
37- فشاهي ، همان ،ص273.
38- نورايي ، فرشته، تحقيق در افكار ميرزا ملكم خان ناظم الدوله ، تهران، فرانكلين، چاپ اول، 1352. ص187.
39- نورايي ، فرشته ،همان 205.
40- همان، ص 207.
41- همان ،ص220.
42- قاسمي پويا ، اقبال ،مدارس جديد در دوره قاجا، ص146.
43- آريانپور ،همان ص252.
44- فشاهي ، همان، ص 266.
45- صدر هاشمي ،محمد همان ، ص57.
46- آريانپور ، همان ،ص251.
47- انصاري، فرشته، آسيب شناسي انقلاب مشروطيت ، مجموعه مقالات و سخنراني هاي همايش بزرگداشت مشروطه، تبريز ، انتشارت ستوده، 1383،ص185.