مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



زنان عليه جمهوري‌خواهي رضاخاني

زنان عليه جمهوري‌خواهي رضاخاني


در جريان اضمحلال سلسله قاجاريه مسئله‌اي به نام جمهوري‌خواهي توسط رضاخان و حاميان او در 1302 مطرح شد تظاهراتي در حمايت از جمهوري‌خواهي و مخالفت با آن به راه افتاد، تلگرافات بسياري روانه مجلس شوراي ملي دوره پنجم شد و موافقان و مخالفان اين طرح در مجلس بحث کردند. مخالفان طرح که نگران قدرت گرفتن رضاخان بودند از طيفهاي مختلف تشکيل مي‌شدند از نمايندگان مجلس به رهبري سيدحسن مدرس تا زنان، علما، ‌اصناف و ديگر اقشار جامعه. زنان که بعد از انقلاب مشروطه حضور پررنگ‌تري در جامعه پيدا کرده بودند و بيش از پيش در خيابانها ديده مي‌شدند از مخالفان جمهوري‌‌‌‌‌‌خواهي بودند و در تظاهرات خود حضوري جدا داشتند. مخالفتها سرانجام نتيجه خود را داد و رضاخان در 12 فروردين طي اعلاميه‌اي از جمهوريت انصراف داد و راه ديگري را براي قبضه قدرت پيدا کرد. در روزنامه خاطرات قهرمان ميرزا عين‌السلطنه گزارشهاي کاملي از اين تظاهرات با حضور زنان خاندان قاجار در فروردين 1303، درست در اوج درگيريهاي مجلس و مخالفان با رضاخان، ارائه شده است که به بخشهايي از آن مي‌پردازيم:

             خانمها امروز خانه حضرت والا بودند معلوم شد دو دختر حاج فخرالملک: خانم سالار عيال سالار اعتضاد، ‌فخرالسلطنه عيال مديرالسلطنه يک ماه است متصل پروپاگاند مي‌کنند. به هر نظامي رسيده‌اند گفتند مبادا وکيل‌باشي جمهوري شويد، مي‌گفتند نه جونم و اين جونم را خانم سالار مي‌گفت به خودمان هموار کرديم. به هر آژان رسيديم همين قسم. اما آنها مودب‌تر بودند جونم نمي‌گفتند. به تمام دکانها رفتيم. درب خانه وزير جنگ (رضاخان) روزي که اجزاي وزارت خارجه مي‌رفتند همان جا داد زديم ما شاه مي‌خواهيم. يک نفر از آن کردهاي مکري به ما گفت بفرماييد و با دست طويله را نشان داد. فرياد زديم هنوز جمهور نشده، هر وقت شد اطاعت. آن وقت داد زديم دم خانه رئيس جمهور ما را به طويله دعوت مي‌کنند، هي هي.

عين‌السلطنه در بخشي ديگر از اعضاي خانواده خود نام مي‌برد که همگي در روز 2 فروردين 1303 براي اعلام مخالفت با جمهوري به سوي مجلس راهپيمايي کردند:
              ... از پياده‌روي ناصريه سمت راست و به قدر پنجاه نفر زن خارجي را هم از بين راه همراه نموده بودند. همه زنده باد شاه، زنده باد وليعهد گويان،  زنده باد اصناف، زنده باد علما و طلاب و تجارگويان. ما شاه لازم داريم،‌ جمهوري خلاف دين و آئين است،  مي‌خواهند روي ما را باز کنند، اي اهل محلات، کسبه و تجار، اي علماي محترم پناه به شما مي‌آوريم،‌ دخيل شما مي‌شويم، ‌زنده باد قرآن،‌ پست باد رئيس‌الوزراء، مرده باد تدين،‌ زنده باد مدرس،‌ زنده باد خالصي‌زاده،‌ از دو سمت خيابان گاهي شديد گاهي آرام ،‌ تا رسيدند به عکس شاه که زير آن عکس سردار سپه است. او را دعا کردند، قربان صدقه رفتند و به رئيس‌الوزراء ناسزا. و گفته بودند؛ مردم اين که مثل پيرزن بيوه مي‌ماند مي‌خواهد به جاي آن نازنين بنشيند.
  
با ورورد رضا خان به ميدان بهارستان وضعيتي ديگر پديد آمد به گزارش عين‌السلطنه در اين هنگام از نزديک شدن زنان به بهارستان جلوگيري کردند:
" خانمهاي ما پشت بام خانه مرحوم افخم‌الملک مجاور ميدان بهارستان بودند و بقدر صد نفر زن جلوي کميساريا و همانقدر جلوي عمارت معين‌السلطان. ديگر زن راه نداده بودند و مردم شهري به خانمها مي‌گفتند نيائيد ما براي مستوري شما اقدام مي‌کنيم "