مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



خانه مدرس، يادگار دوران مشروطه انباري شده است

خانه مدرس، يادگار دوران مشروطه انباري شده است

خبرگزاري ميراث فرهنگي _ تهران _  قرار بود سال 79 ، خانه مدرس با اعتبار يک ميليارد توماني اختصاص داده شده از سوي مجلس ،خريداري و حفظ شود اما  سال بعد خانه تاريخي ديگري به نام  خانه " نصيرالدواله " که به جاي خانه مدرس شناسايي شده بود، از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري  استان تهران خريداري شد و خانه مدرس باز هم از امتياز حفاظت از سوي يک نهاد رسمي، محروم ماند.
 
خانه مدرس واقع در محله سرچشمه اگر چه به گفته برخي از كارشناسان در فهرست آثار ملي ثبت شده و مجلس ششم هم اعتباري در حدود 1ميليارد تومان براي خريد آن اختصاص داده ، اما اسناد و مدارك نشان مي دهد اين خانه هرگز از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران مورد مرمت و ساماندهي قرار نگرفته و حفاظت نشده است .
 
 
خانه نصيرالدوله با اعتبار خانه مدرس خريداري شد
 در حال حاضر بسياري از كارشناسان و مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران همچون " ناصر پازوكي " رييس سابق اداره ميراث فرهنگي استان تهران ، " رضا موسوي " كارشناس تهيه پرونده ثبتي خانه مدرس و " قدير افروند " معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران همه متوفق القول هستند كه خانه ديگري به نام خانه " نصير الدوله " که در مجاور خانه مدرس است به اشتباه از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران خريداري شده است.
 
پس از خريد اين خانه بود که عده اي از کارشناسان و دوستداران ميراث فرهنگي در بررسي هايي که انجام دادند متوجه اشتباه پيشين همکارانشان در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران شدند. زيرا تحقيق و بررسي در مورد خانه مدرس به گفته برخي کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران به دليل کمبود منابع مالي به دست متخصص اين رشته انجام نشد و تعدادي دانشجو  که مستند سازي اين خانه را بر عهده گرفته بودند  ، خانه" نصيرالدوله "را به نام خانه "مدرس" ثبت كردند .
 
 
درباره اين اشتباه تا کنون روايات متعددي نقل شده اما آنچه مهم است رها شدن خانه مدرس در كوچه اي قديمي و مملو از خاطرات كهن  نماينده نامدار مجلس ايران است كه در مقابل استبداد رضاخاني يك تنه ايستاد .
 
 
خانه مدرس نياز به خريد ندارد!
اکنون قامت خانه مدرس در گذر روزها خميده و ديگر اميدي نيست که گوشه اي از اعتبار يک ميليارد توماني که قرار بود مرهم زخم هايش باشد، براي ماندگاريش هزينه شود ،آخر برخي مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران هم مدعي هستند اين خانه كه اكنون مالك آن خانواده كتابچي است نه تنها نياز به خريداري نداشته بلكه در فهرست آثار ملي نيز ثبت نشده است : خانه مدرس حتي ويژگي هاي لازم براي ثبت را هم ندارد چه برسد به اينكه اعتباري براي خريداري آن اختصاص داده شود.
 
اين را معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران مي گويد .
 
مجلس هفتم براي خريد خانه مدرس اعتبار دهد
از سوي ديگر هنوز تكليف اعتباراتي كه قرار بود صرف خريد خانه مدرس شود مشخص نشده است و خريداري خانه نصيرالدوله به نام خانه مدرس در حالي انجام شده  که در صورتي که مشخص شود اين کار عمدي بوده ، عمل به منزله ضايع شدن حق عمومي تلقي شده و بايد پيگيري قانوني شود.
ا
 
 حسين انصاري راد  ،يکي از نمايندگان دوره ششم مجلس ،در مورد تخصيص اعتبار مجلس براي خريد خانه مدرس به ميراث خبر مي گويد :  اگر ثابت شود در اين امر يعني خريد خانه ديگري به جاي خانه مدرس عمدي وجود داشته و اموال عمومي ضايع شده است حتما پيگيري هاي لازم  از سوي مسئولان مربوطه چون سازمان بازرسي كل كشور بايد انجام شود اما در صورتي که خانه خريداري شده به نام مدرس خانه اي تاريخي است و به دليل اشتباه در شناسايي خانه اصلي اعتبار به آن تعلق گرفته ايرادي ندارد اما بايد اقدامات اساسي براي خريد خانه مدرس و حفظ آن از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران انجام شود.
 
وي مي افزايد :  همان طور که مجلس ششم براي حفظ بخش هاي مهمي از تاريخي مشروطه ايران تصميم به اختصاص بودجه اي براي خريد آن گرفت،  بايد اقدامات مناسب براي صيانت اين خانه از سوي مجلس هفتم  نيز انجام شود .
 
خانه اي که قرار بود مجموعه فرهنگي شود
تاکيد بر لزوم حفظ خانه مدرس در حالي از سوي مسئولان و کارشناسان عنوان مي شود که رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران ، حتي از چگونگي خريد خانه مدرس خبري ندارد. 
 
زماني که از  محمد ابراهيم طريقت  در اين باره سوال مي شود ، وي با بيان اين که تصويب اعتبار و خريد خانه مدرس در دوره رياست پيشين سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران صورت گرفته، عنوان مي کند:"  من اطلاعي از چگونگي روند خريد اين خانه ندارم  اما اکنون در صورت لزوم خريد خانه، معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران موضوع را  پيگيري مي کند.
 
 
در همين حال   ناصر پازوکي  رييس سابق اداره ميراث فرهنگي تهران مطلب ديگري را عنوان مي کند :  قرار بود پس از خريد خانه مدرس با اعتباري كه مي خواست براي آن اختصاص داده شود، در اين بناي تاريخي مجموعه اي فرهنگي شکل گيرد اما با توجه به اين که متراژ خانه براي اجراي اين برنامه کافي نبود  در اسناد و مداركي كه در اختيار مجلس  قرار داده شد علاوه بر خانه مدرس تقاضاي خريد خانه تاريخي مجاور آن نيز داده شود كه مورد موافقت قرار گرفت .
 
وي مي افزايد :  متاسفانه بعد از تغيير مديريت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران بود که آخرين اقدامات و پرداخت هاي خريد اين خانه انجام شد . خانه نصير الدوله خريداري و خانه مدرس همچنان بدون حامي باقي ماند.
 
 
اما از سوي ديگر  قدير افروند ،معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران  اين بحث ها را نادرست دانسته و  مي گويد :  اگرچه عرصه اين خانه به نام مدرس است اما ساختمان دوباره نوسازي شده و فاقد هرگونه ارزشي براي خريد است .
 
وي مدعي است كه اين بنا هنوز در فهرست آثار ملي ثبت نشده است چه برسد به اينكه در اولويت هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران براي خريد باشد.
 
اسناد خانه مدرس شهادت مي دهند
در همين حال رضا موسوي  ، يکي از کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران که بعد از مطالعه و بررسي پرونده سابق مستند سازي اين بنا ، اقدام به بررسي و شناسايي اين خانه كرد دراين باره نظر ديگري دارد :  تمام مستندات و بررسي هاي مستمر حاکي از آن است که اين بنا خانه مدرس بوده و حتي ساختمان آن نيز مکان اقامت مدرس در تهران بوده که مهمترين حوادث مشروطه در آن جريان داشته است .
 
وي مي گويد :  اگرچه در يک برهه اي از زمان درباره اين خانه ابهاماتي وجود داشت اما مطالعات ميداني و مستمر نشان داد خانه اي كه امروز مالك آن فردي به نام كتابچي است ،همان محل اقامت مدرس بوده است .
 
 
 در همين حال پازوکي مي گويد : در دوره مدرس و زماني که وي در اين کوچه اقامت داشته بسياري از خانه ها ملک وي به شمار مي رفتند و سند مالکيت آن ها به نام مدرس بوده است اما به مرور زمان اين خانه ها  فروخته و سند به نام شخص ديگري زده شده است . اکنون تنها خانه اي که از مدرس با سند باقي مانده همين خانه کنوني است که مالک فعلي آن فردي به نام  کتابچي  است و اين طور به نظر مي آيد که ملک اصلي جاي ديگري در همين کوچه بوده كه كارشناسان ميراث در حال حاضر اطلاعات دقيقي از آن در دست ندارند .
 
اما   جلال کتابچي  مالک فعلي خانه مدرس روايت ديگري رانقل مي کند :  اسناد و مدارک به جاي مانده از گذشته ثابت مي کند اين مکان خانه مدرس است . حتي پيرمرد ساکن در نزديکي خانه ما ، شاهد عيني رفت و آمد بزرگان سياسي آن دوران به اين خانه بود .اين پيرمرد که حالا در قيد حيات نيست بارها حتي براي کارشناسان ميراث فرهنگي توضيح داده بود که مدرس در کدام اتاق مي نشست و چه کساني به ديدنش مي آمدند.
 
دست خط هاي مدرس و سند اين خانه در حال حاضر نزد مالك فعلي اين خانه " كتابچي " موجود است . 
 
 نام مدرس به خانه او هويت مي دهد
 متخصصان و دوستداران ميراث فرهنگي اين خانه را مظهر عدالت خواهي مردي مي دانند كه تمام زندگي خود را وقف وطن خود كرده بود و در اين راه نيز جانش را از دست داد.
 
احمد محيط طباطبايي كارشناس تاريخ و مشاور سابق سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در اين مورد به ميراث خبر مي گويد :  حتي اگر ساختمان اين خانه ارزش چنداني از نظر معماري نداشته باشد به خاطر اهميت تاريخي و خاطره ساز بودن آن در يكي از مهمترين هسته هاي مركزي شهر تهران بايد به بهترين شيوه نگهداري و حفاظت شود.
 
وي باتاكيد بر اهميت مدرس در مبارزه با استبداد در تاريخ معاصر ايران ،   حفاظت از يادمان هاي تاريخي و نمادهاي فرهنگي بزرگان را از وظايف سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مي داند.
 
ولي با اين وجود  معاون حفظ و احيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران به عنوان يكي از مسئولان اجرايي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران نظر ديگري داشته و اين خانه را كه در سال 79 براي حفاظت آن از سوي مجلس اعتبار اختصاص داده شده است براي خريد در اولويت نمي داندو حتي در لزوم ثبت آن در فهرست آثار ملي شك دارد .
 
کتابچي اگرچه اعتقاد دارد خانه در حال حاضر استوار است اما به جاي آن که به مجموعه اي فرهنگي تبديل شود، به انبار کتاب چاپخانه اسلاميه كه متعلق به مالك آن است تبديل شده  و اين سوال از سوي اين مالك و ساير دوستداران تاريخ ايران مطرح است كه آيا سرانجام تمام خانه هاي تاريخي تهران كه نماد چگونگي روند شكل گيري زندگي شهر نشيني در تهران است اين گونه خواهد بود .