مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



لايحه حاج محمدحسين كازرانى در خصوص خودكفايى ملى

تفكر ملى خودكفايى، انديشة غالب و حاكم و غيرقابل تخلق در ماهيت حكومت حاج آقا نوراللّه بوده است و اين مهم در باور و عملكرد تجار و كليه اصناف نيز قابل تحقيق مى‏باشد، به يك نقل تاريخى در مورد انديشة يكى از تجار سرشناس در اين رابطه نظر مى‏نماييم:

سؤال و جواب؛ عنوان مكتوبى است كه رئيس تجار ملى اصفهان كه از پيروان دو مجتهد و از اعضاى فعال انجمن مقدس ملى اصفهان است در جواب سؤوالات مختلف ايراد كرده و نظر به طرز تفكر كسانى كه در اصفهان در زمان مشروطيت به رهبرى حاج آقا نوراللّه مدخليت و نظارت كلى بر جريانات و روند اقتصادى شهر داشته‏اند، نظرات اين شخص مؤيد جو غالب‏اقتصادى در جامعه بوده است.

سؤال و جواب؛ لايحه‏اى است كه جناب حاجى محمد حسين كازرانى وطن‏دوست در ترويج منسوج وطن به عنوان سؤوال و جواب مرقوم داشته‏اند و به اداره (روزنامه) فرستاده‏اند:

سؤال : چندى است در اين شهر هنگامة عظيمى مشاهده مى‏نماييم. اگر شما از كيفيت آن واقف هستيد، مرا خبر دهيد؟

جواب : چه هنگامه تازه ديده‏ايد؟

سؤال : بعضى از علماى اعلام و رؤساى فخام و تجار ذوى‏الاحترام لباس كرباس پوشيده و مردم را به پوشيدن اين لباس ترغيب مى‏نمايند. مگر پارچه‏هاى لطيف و نظيف مثل فاستونى و ماهوت و دبيت و غيره چه عيب دارد كه ترك نموده و مايل به كرباس شده‏اند؟

جواب : مگر نمى‏دانيد اهالى ايران از خواب غفلت بيدار و از مستى جهالت هشيار شده‏اند. اينها علايم ترقى است. اينها نشانة شرافت و مقدمات صعود به مدارج  عاليه است. علماى اعلام و رؤساى فخام ما ملبس به لباس كرباس شده‏اند براى شرافت آن كه ما را آگاه نمايند و بفهمانند كه كرباس خشن ما ترجيح دارد به ماهوت و فاستونى و پارچه‏هاى نرم لطيف خارجه.

سؤال : كرباس چه شرافتى بر اقمشة خارجه دارد؟

جواب : لباس كرباس شرافت مليت و قوام قوميت ما را حفظ مى‏نمايد و از ذلت احتياج ما را مى‏رهاند كه محتاج به غير نباشيم و ثروت مملكت ما محفوظ بماند.

سؤال : كرباس چگونه شرافت مليت ما را حفظ مى‏نمايد؟

جواب : شرافت هر قوم و سعادت هر مملكتى و استقلال هر مملكتى به رفع احتياج از خارج است اگر به لباس كرباس خود قناعت كنيم از جهت لباس مستغنى هستيم و حاجت به اجانب نداريم؛يعنى خود صاحب كرباس هستيم و دست تكدّى ما پيش غير دراز نيست و عرض و ناموس بهاى پارچة خوش رنگ برباد نداده‏ايم و تسلط اجانب بر ما كم خواهد شد.

سؤال : لباس كرباس چگونه ثروت ملكى را محفوظ مى‏دارد؟

جواب : چندين سال است كه رابطة اجانب به مملكت ما جارى است ولى بى‏علمى و جهالت ما را دانسته‏اند. هر روز يك نوع قماش خوش رنگ و اسباب قشنگ تازه براى فريب آورده ماحصل حيات ما را به بهاى آن مى‏ربودند. و هموطنان عزيز ما جاهلانه پول و ثروتى كه با زحمات شاقه تحصيل نموده به رايگان تقديم آنها مى‏نمودند تا به حدى كه اجناس مال‏التجاره ما كه در واقع سرمايه ملكى ماست و بايد به عوض آن پول طلا و نقره از خارج ، داخل مملكت نمايد. با كمال ذلت از دست ما خارج نموده و در مقابل اسباب بازى براى كودكان نادان فراهم مى‏نمودند. و به درجه‏اى اين حيله و تزوير كارگر شده كه دولت قوى‏شوكت ما را گرفتار فاقه نموده، مقروض و ذليل و محتاج به خود كردند. و به هم دستى وزراى خائن خانه برانداز دست تعدى به عصمت خاك وطن ما دراز نموده، معادن ما را بردند؛ شهرهاى ما را گرفتند؛ تجار محترم ما را دلال و كارگذار خود نمودند؛ رشتة تجارت را بكلى از دست ما گرفتند. طرق و شوارع ما را تصرف نمودند و به طورى ما را خوار و خفيف نمودند كه پول مملكت ما را به هر قيمت و مقدار كه بخواهند نسبت به مسكوكات خود تسعير مى‏نمايند و ما ابدا اختيار نداريم؛ بلكه از فرط جهالت مطلب به اين واضحى را درك نمى‏كنيم، (افسوس برنادانى و جهالت ما) اما وقتى كه ما احتياجات خود را از آنها سلب نماييم و لوازم معيشت خود را از داخلة مملكت فراهم نماييم، چنانچه پدران ما معمول داشتند، پول از مملكت خارج نخواهد شد. و به عوض مال‏التجاره ما كه خارج مى‏شود پول و طلا و نقره داخل مملكت خواهد شد. و در واقع آن وقت ما صاحب اختيار مال خود خواهيم بود. و دولت و ملت ما در عداد ملل و دول مستقله به شمار مى‏رود. و پس حال كه فى‏الجمله به بيچارگى و فلاكت خود برخوردار شديم و معايب كار را ملتفت شده‏ايم، بر ما واجب است كه حتى‏الامكان از اين سيل كوه‏كن كه هستى مملكت و آبروى ملت ما را مى‏برد، جلوگيرى نماييم. و سدّى بهتر از رفع احتياج مانع آن نخواهد شد.

سؤال : لباس غير كرباس هم كه ممكن است از منسوجات داخله به خوبى و ظرافت مهيا شود و خصوصيت كرباس از چه جهت است؟

جواب : اولاً ساير منسوجات امروزه كفايت لباس تمام اهالى ايران را نمى‏دهد و به قدر كفايت دستگاه پارچه‏بافى دستى نداريم. ولى كرباس به هر مقدار لازم شود، مى‏توان مهيا نمود حتى از فاضل مصرف خود به خارج هم مى‏توانيم بفرستيم .

ثانيا: از منسوجات ديگر بازار جهت ريسمان و رنگ گاهى محتاج به خارج خواهيم شد و بالمرّه مستغنى نخواهيم شد. مثلاً از يك رنگ نيل كه صرف نظر نموديم در سال اقلاً يك صد هزار تومان از خرج مملكت ما كاسته و بر دخلش افزوده خواهد شد. و اين مبلغ پول ما به خارج به بهاى نيل نخواهد رفت. و هم چنين ساير جزييات لوازم معيشت ما كه امروز متذكر و ملتفت آنها مى‏شويم هر يك را مراعات نموديم و تبديل به مال داخله نماييم، در سال كرورها تفاوت مى‏نمايد.

نقل از روزنامة جهاد اكبر، 23 رجب 1325 قمرى.