مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



از مشروعه تا مشروطه

از مشروعه تا مشروطه

نهضت مشروطه، یکی از رخدادهای بزرگ تاریخی کشور ما، در شرایط خاص نظام بین‌المللی، با رویارویی اندیشه‌ها سرآغاز تحولات اجتماعی و سیاسی تاریخ معاصر قلمداد می‌گردد. لذا می‌توان آن را عاملی دگرگون‌کنندۀ جنبش‌های اجتماعی دانست؛ نهضتی که طبقات مختلف جامعه از جمله روحانیت، بازرگانان، روشنفکران، طبقۀ متوسط و مردم در آن سهیم و دخیل بودند، و محیط اجتماعی را فراهم نمود تا قشربندی‌های اجتماعی فرایند شکل‌گیری خویش را آغاز نماید و به نیروهای سیاسی ــ اجتماعی‌ای تبدیل شود که در آیندۀ تحولات آیندۀ کشور تأثیرگذار باشند.
در بررسی کلّی می‌توان زمینه‌های تاریخی ــ ذهنی وقوع این نهضت را حداقل بعد از جنگ‌های ایران و روس و انعقاد قراردادهای استعماری، شکل‌گیری گروه‌های جدید، و تحولات فکری و نگرشی در روحانیت نسبت به مسائل جدید ــ که زمینه‌های شکلی این تحول در نهضت تنباکو فراهم شد ــ دانست. در تحلیل اولیۀ نهضت مشروطه این واقعیت هویداست که این نهضت بر روی زمینه‌هایی به وقوع پیوست که بر تأثیر مداخله‌گرانۀ بیگانگان دلالت می‌گرد؛ بیگانگانی که سرمایۀ مادی و معنوی ملّت ایران را از دیرباز به غارت می‌بردند و از این رهگذر اقتصاد کشور را به سراشیبی سقوط کشانده بودند. از سوی دیگر این نهضت مخالفت با شیوۀ استبدادی نظام پادشاهی قاجاریه بود. بنابراین برای اصلاح این امور خواسته و مطالبۀ مردم، که در سراسر کشور توسعه یافته، در قالب عدالت‌خواهی و قانونمند شدن امور متمرکز شده بود.
در پی این خواسته‌ها بود که به صورت رسمی و برای نخستین‌بار نظام سیاسی ایران دارای مجلس قانون‌گذاری شد و مقرر گردید که مملکت از آن پس براساس موازین قانونی که نتیجۀ رأی و خرد جمعی نمایندگان مردم بود، اداره شود و مردم، که تا پیش از مشروطه به عنوان زیردستانی که حق هیچ‌گونه اظهارنظر و ابراز وجودی نداشتند و رعیّت شاه محسوب می‌شدند، به تعریفی نو دست یافتند و ملّتی صاحب حقوق شناخته شدند و قانون اساسی تدوین شد که براساس آن سلطنت از سوی مردم به شاه واگذار می‌شد... . اما این نهضت با همۀ دستاوردهای خود نتوانست به اهداف خود دست یابد و با آسیب‌ها و چالش‌های درونی و بیرونی بسیاری مواجه شد که به انحراف نهضت و تعطیلی نهادهای مردمی تأسیس‌شده انجامید. سرانجام نهضت موجب شد سؤالات و شبهات بسیاری در مورد آن مطرح شود، که هر یک از آن‌ها می‌تواند موضوع پژوهش‌های عمیق و جدی باشد.
نتایج حاصل از بعضی از پژوهش‌های مستند تاریخی نشان می‌دهد دسته‌ای از عوامل سبب وضعیت نافرجام مشروطه شد که از آن جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: نبود پیش‌شرط‌های لازم برای پذیرش تحول از سوی بعضی از طبقات اجتماعی (از جمله روشنفکران)؛ چرا که چالش بزرگ روشنفکران ایران از یک‌سو ناآگاهی از زوایا، ابعاد و خمیرمایه‌های درونی فرهنگ و هویت ایرانی ــ اسلامی بود و دیگری درک علمی ژرفی از جامعه سنّتی ایران نداشتند و مفهوم سنّت را با نگرش‌های غربی و وارداتی تفسیر و تحلیل می‌کردند که این امر، انحراف فکری و خروج از اصول و معیارهای بومی ــ فرهنگی را باعث شد، نبود رهبری واحد و برداشت‌های متفاوت از مفهوم مشروطه سبب شد نزاع‌های سهمگینی روی دهد که به ضعف و اضمحلال نهضت و حذف فیزیکی رهبران مؤثری چون آیت‌الله شیخ‌فضل‌الله نوری و ترور آیت‌الله بهبهانی و انزوای آیت‌الله سیدمحمد طباطبایی و طرد انقلابیان واقعی و علاقه‌مند به استقلال ملّت ایران منجر گردید.
نهضت مشروطه رویداد تلخ مداخلۀ بیگانگان بر سرنوشت ملّت ایران را نشان می‌دهد. دولت تزاری روسیه، که نهضت را مخالف اهداف توسعه‌طلبانۀ خود می‌دید، تا آنجا پیش رفت که از سوی پادشاه مشروطه علیه نهضت مشروطه کودتا کرد و مجلس را که سمبل و نماد مشروطه بود توسط فرماندهان قزاق روسی به توپ بست و رسماً این نهضت را متوقف کرد. ورشکستگی اقتصادی کشور را، که توطئۀ دو کشور استعمارگر انگلیس و روسیه بود، می‌توان مزید علّت برای شکست نهضت دانست. درواقع دو قدرت استعماری شرایط را به گونه‌ای فراهم کردند که به تکرار صحنۀ دیگری از به قدرت رسیدن افراد وابسته به بیگانه منجر گردد.
کودتای رضاشاه در اسفند 1299.ش حاصل این تلاش‌ها بود؛ رضاشاهی که با استبداد خود مشروطه را به طور کامل به حالت تعطیل درآورد. اما آنچه سبب خرسندی می‌باشد این است که نهضت مشروطه صحنۀ آزمون همۀ نیروهای اجتماعی گردید و تجارب ارزنده و سودمندی برای ملّت ایران بر جای گذاشت و زمینۀ وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام‌خمینی(ره) را فراهم نمود تا نهضت تعطیل‌شدۀ مشروطه را به شکل واقعی‌تر و اصیل‌تر و در چارچوب مبانی فکری دینی به جهانیان ارائه کند و سبب شود در برهه‌ای که اندیشه‌های سکولار بر جهان حاکم گشته، و تردیدها در کارکرد دین در جامعه رو به گسترش بود انقلابی با انگیزۀ مذهبی و با رهبری دینی، که در مشروطه فرصت سامان‌دهی آن فراهم نشده بود، به وجود آید، همچنین به تشکیل حکومتی براساس آموزه‌های دینی منجر شود.