مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



سگهای انگلیس نفت ما را رها کنید

صدای آیت‌الله کاشانی در تمام گوشه و کنار دنیا همچنین می پیچد: "سگ های انگلیس! از کشور ما خارج شوید و نفت ما را رها کنید..." سیل جمعیت از طریق خیابان هایی که به میدان بهارستان منتهی می شد، در حال فریاد دادن پیش می رفتند...»
حسنین هیکل
قرآن را باز کرد. آیه ای آمد که کار را یک سره کرد. آن گونه که استیضاح دولت ساعد به خاطر در تبعید بدون دلیل کاشانی در دستور کار قرار گرفت. آیت‌الله کمره‌ای آیه را قرائت کرد: «قالَ لاتَخافا اِنّنی مَعَکُما اسمَعُ و اَری. فَأتیاهُ فَقولا انا رسولا ربک فَارسل مَعَنا بنی اسرائیل و لاتُعَذّبَهم قد جئناکَ بآیه مِن ربّک و السّلام علی من التبع الهدی.» «نترسید! من با شما هستم؛ (همه چیز را) می شنوم و می بینم. به سراغ او بروید و بگویید ما فرستگان پروردگار توایم؛ بنی اسرائیل را با بفرست و آنان را شکنجه و آزار مکن؛ ما نشانه روشنی از سوی پروردگارت برای تو آورده ایم؛ درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می کند.»
و به این ترتیب استیضاح رقم خورد. در متن استیضاح آمده بود: «ریاست محترم مجلس شورای ملی! نظر به اینکه به دلایل ذیل دولت آقای ساعد نسبت به توقیف حضرت آیت‌الله کاشانی و تبعید ایشان به خرم آباد و بعد به لبنان و همچنین توقیف جراید و مدیران آنها مرتکب جرم و اعمال خلاف قانون شده اند، دولت آقای ساعد را استیضاح می کنیم. خواهشمندیم به ایشان اطلاع داده شود برای جواب استیضاح در مجلس شورای ملی حاضر شوند.»
مرزهای جغرافیایی و دور بودن از ایران هیچ گاه نتوانست آیت‌الله کاشانی را از مبارزه خود و راهی که برگزیده است منصرف کند. او همچنان مصمم به مبارزه بود. در یکی از بیانیه های او آمده است: «برای عمامه و لباس چه توهین ها و فشارهایی به این نوع محترم (روحانیون) وارد نمودند و گیس زن ها را با روسری کندند. چه جنایات و توهیناتی به دین و آیین و متدینین نمودند... مردمان بی تقصیر را در مسجد گوهرشاد و صحن و حرم مطهر حضرت رضا(ع) کشتند و جمعی از آنها را زنده به گور کردند.»
او عدالت اجتماعی را مطالبه می کرد: «شاها! تغییر قانون اساسی به نفع شاه نیست و به ضرر ملت و مملکت تمام می شود. مملکت حاجت شدید به عدالت حقیقی اجتماعی دارد.» اگر چه استیضاح نهایتاً رای نیاورد و ساعد به کار خود ادامه داد، اما فشارها کار خود را کرد. در زمان نخست وزیری علی منصور مردم تهران کاشانی را به عنوان نماینده خود در مجلس شورای اسلامی برگزیدند و نخست وزیر ناچاراً طی نامه ای از کاشانی برای بازگشت به ایران دعوت کرد. این بازگشت که با استقبال گسترده و با شکوه مردم همراه شد و حضور کاشانی در مجلس، کم کم زمینه ساز مبارزه جدی برای ملی شدن صنعت نفت ایران گردید.
تلاش ها برای ملی شدن صنعت نفت در ایران در حالی صورت می گرفت که 3 قدرت استعماری یعنی انگستان، شوروی و امریکا به منابع نفتی ایران چشم دوخته بودند و هر یک تلاش می کردند به نوعی قراردادی با نخست وزیر در این خصوص امضا کنند. امضاء این قراردادها یا مذاکرات مربوط به آنها گاهی محرمانه می ماند و گاهی نیز موضوع روز کشور می شد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی بارها و بارها با تصویب قوانینی تلاش کردند دولتمردان را در امضای قراردادهای استعماری با محدودیت هایی مواجه کنند.
اگرچه مصدق در مجلس بارها در خصوص برخی قراردادها حساسیت نشان داده بود و از حقوق ایران در زمینه نفت دفاع کرده بود، اما هنوز اعتقاد کامل به ملی شدن نفت نداشت و با تردید در این خصوص سخن می‌گفت. در خصوص اینکه چه کسی برای اولین بار از ملی شدن نفت سخن گفت، البته اختلاف نظرهایی وجود دارد. مصدق این موضوع را ابتکار دکتر حسین فاطمی دانست و بعدها در این خصوص گفت که یک پیرمرد نورانی به خواب خودش آمده و گفته نفت را باید ملی کند.
آیت‌الله کاشانی در این خصوص قضاوت دیگری دارد. او طرح این پیشنهاد را به حائری زاده نسبت داد که در تاریخ 3/7/1329 در جلسه چهارم کمیسیون نفت گفته بود: «اگر راه حکمیت و راه های دیگری نداشته باشیم، باید منابع نفت خودمان را ملی کنیم.» مردم کم کم با هدایت آیت‌الله به صحنه آمدند و ملی شدن صنعت نفت به یک مطالبه ملی بدل شد.
مصدق تا مدتها معتقد بود پیشنهاد ملی شدن پیشرفت نخواهد کرد و اکثریت مجلس به آن رأی نخواهد داد. او بر این باور بود که برخی قراردادها به صورت دوطرفه امضاء شده است و فسخ یک طرفه آن امکان پذیر نیست.
با این همه آنچه مهم است، آن است که مصدق و کاشانی هر دو در راستای ملی شدن صنعت نفت نقش های کلیدی ایفا کردند. آیت‌الله کاشانی بارها و بارها مردم را به صحنه آورد و به این ترتیب شعار "نفت ایرانی برای ایرانی" به یک شعار ملی بدل شد. او می گفت: «ما اولین کاری که داریم ملی شدن صنعت نفت است. نفت را باید خودمان استخراج کنیم و اختیارش دست خودمان باشد، حتی اگر دولت انگلستان حاضر شود که 90 درصدش را به ما بدهد و 10 درصد برای خودش بماند، باز هم ما حاضر نیستیم؛ چون او به عنوان یک مشتری با ما رفتار نمی کند. او نظر استعماری دارد و بر تمام شئون مملکتی ما می خواهد دخالت داشته باشد.»
مصدق در تلگرافی به آیت‌الله کاشانی بر نقش ایشان در این روند این گونه صحه می گذارد: «تأییدات و اقدامات شجاعانه حضرتعالی همیشه اساس موفقیت ملت ایران در این مبارزه تاریخی بوده است.»
با شکل گیری نهضت عمومی سایر علما نیز به صحنه آمدند و هر یک به نوعی در حمایت از کاشانی سخن گفتند. آیت‌الله خوانساری، آیت‌الله محلاتی، آیت‌الله شاهرودی و حجت الاسلام روحانی قمی از این جمله اند. آیت‌الله چهارسوقی از علمای پرطرفدار اصفهان در جواب استفتایی چنین نوشت: «حرمت تسلیط اجانب و کفار بر مسلمین و اموال و نفوس و اعراض و نوامیس آنها از بدیهیات و مسلمات است و جای هیچ شبهه و تردید نیست ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا.» وی همچنین اضافه کرد: «در این موضوع پیروی از حکم مطاع و فرمایش متبع حضرت آیت‌الله کاشانی دامت برکاته لازم است.»
با این تلاش های گسترده بود که طرح ملی شدن نفت که در 26 آذر حتی امضای کافی برای طرح در مجلس پیدا نکرده بود، در اواخر اسفند ماه همان سال یعنی 3 ماه بعد با رأی مثبت مجلس شورای ملی و مجلس سنا به تصویب رسید.
آیت‌الله کاشانی همه اقشار مردم را به صحنه کشانده بود. دیگر مرد و زن از ملی شدن نفت می گفتند و این مطالبه ملی نفت بود که شرایط را برای تصویب قانون تسهیل می کرد. در واقع نقش مردم در این حرکت نقشی برجسته و پررنگ بود.
حسنین هیکل روزنامه نگار مصری یکی از تجمع ها که به دعوت کاشانی شکل گرفته بود را این گونه توصیف می کند: «صدای آیت‌الله کاشانی در تمام گوشه و کنار دنیا همچنین می پیچد: "سگ های انگلیس! از کشور ما خارج شوید و نفت ما را رها کنید..." اولین قسمت از سری عجایب، قصه صد هزار نفری بود که آیت‌الله به هنگام مناقشه لایحه نفت در مجلس به آن امر کرد. سیل جمعیت از طریق خیابان هایی که به میدان بهارستان منتهی می شد، در حال فریاد دادن پیش می رفتند... جمعیت با جوش و خروش مانند امواج دریا و مانند قضا و قدر الهی به سوی پارلمان پیش می رفتند، ولی هنگامی که مردم به مقر پارلمان رسیدند، به ناگاه افراد پلیس که در بالای ساختمان مجلس بودند، مواضع خود را ترک کردند، زیرا طبق یک دستور از کاخ مرمر گفته می شد که در مقابل آیت‌الله مقاومت نکنید.»
و سرانجام وقتی مردم به صحنه آمدند، کار به پایان رسید و قانون ملی شدن صنعت نفت در روز 24 اسفند ماه 1329 به اتاق آرا به تصویب رسید.
رادیو لندن در خصوص این پیروزی بزرگ این گونه سخن گفت: «امروز پارلمان ایران پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را در کشور تصویب کرد. این پیشنهاد از طرف عده معدودی از مرتجعین و ثروتمندان و همچنین یک عده ملاهای متعصب که در رأس آنها سید ابوالقاسم کاشانی است، پشتیبانی شده.»
در ملی شدن صنعت نفت گروه های مختلفی نقش ایفا کردند که از جمله آنها می توان به جبهه ملی و فدائیان اسلام اشاره کرد.