مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



تلاش‌های شرکت نفت انگلیس و ایران برای تغییر امتیاز دارسی

تلاش‌های شرکت نفت انگلیس و ایران برای تغییر امتیاز دارسی

از سال 1920، شرکت نفت انگلیس و ایران مجدانه تلاش می‌کرد تا مفاد امتیاز دارسی را تغییر بدهد. بیشتر از همه سعی داشت از بند مربوط به انتقال کلیه دارایی‌های شرکت، چه در داخل و چه در خارج، به دولت ایران پس از انقضای اعتبار امتیاز در سال 1961 خلاص شود، و بعد از آن از تعهد دسترسی ایران به دفاتر و اسناد حسابداری‌اش شانه خالی کند تا کسی از سود واقعی شرکت خبر نداشته باشد. شرکت به دنبال تمدید امتیازش نیز بود. علاوه بر این، شرکت نفت انگلیس و ایران از همان ابتدا نشان داده بود که پرداخت حق‌الامتیاز به صورت مبلغ ثابتی به ازای هر تن نفت صادراتی را به پرداخت حق‌السهم از سود شرکت که در امتیاز دارسی قید شده بود، ترجیح می‌دهد. در گزارش بانک جهانی آمده است: «در حالی که مذاکرات مربوط به حق‌الامتیاز‌های معوق و شیوه تعیین سود شرکت نفت انگلیس و ایران در سال 1920 در جریان بود، شرکت به آرمیتاژ- اسمیت پیشنهاد کرد که مبنای پرداخت حق‌الامتیاز از 16 درصد سود شرکت به مبلغ ثابتی به ازای هر تن نفت صادراتی تغییر کند. آقای آرمیتاژ- اسمیت پس از مشورت با کارشناسان به دولت ایران توصیه کرد که چنین پیشنهادی را نپذیرد. با وجود این، شرکت هر از چند گاه پیشنهادهای مشابهی ارایه می‌داد.»(1)
رئیس جدید هيأت مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران آقای سر جان کدمن بود که تلاش زیادی برای برقراری روابطی مودت‌آمیز با رضاخان مبذول کرده بود. سفر او به تهران در آوریل 1926 برای شرکت در مراسم تاجگذاری رضاخان وزیرمختار آمریکا، هافمن فیلیپ، را بر آن داشت تا در گزارشش بنویسد: «ورود سر جان کدمن به تهران با مراسم تاجگذاری مصادف بود، و به همین مناسبت او در جمع هيأت همراه وزیر مختار بریتانیا در این مراسم حضور یافت. شنیده‌ام که قرار است سر جان کدمن در آینده نزدیک رئیس هيأت مدیره شرکت نفت انگلیس و ایران شود. فکر می‌کنم او اولین مدیر شرکت باشد که به ایران، یا حداقل به تهران، آمده باشد.»(2)
در اوایل سال 1929 که مذاکرات با جدیت بین طرفین جریان داشت، کدمن نیز به تهران آمده بود. آر. اس. والاس تریت ، کاردار موقت آمریکا، می‌نویسد: « هم دولت ایران و هم سِر جان در ارتباط با پیشرفت مذاکرات‌شان با احتیاط کامل صحبت می‌کنند. از طرف ایرانی شنیده‌ام که پیشرفت زیادی در اصلاح شرایط امتیاز دارسی مربوط به حوزه عمل امتياز شرکت؛ و همچنین افزایش حق‌الامتیاز صورت گرفته است. ...علاوه بر این، شنیده‌ام که شرکت نفت انگلیس و ایران از همین حالا تلاش دارد تا مدت اعتبار امتیاز را تمدید کند.»(3)
شایعاتی که درباره مذاکرات شرکت نفت انگلیس و ایران و دولت ایران بر سر اصلاح شرایط امتیاز بر سر زبان‌ها افتاده بود حتی بعد از سال 1929 نیز ادامه یافت. هنری اس. ویلارد، کنسول آمریکا در تهران، گزارش داد كه از زمان سلب انحصار چاپ اسکناس از بانک شاهنشاهی ایران در 13 مه 1930، شایع شده است که شرکت نفت انگلیس و ایران در حال مذاکره برای تمدید اعتبار امتیازش به مدت 50 سال دیگر است و در عوض آن حق‌السهم ایران از سود شرکت از 16 درصد به 20 تا 24 درصد افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، دولت ایران قرار است «وامی به مبلغ 10 میلیون لیره به منظور تأمین هزینه ساخت خط آهن» دریافت کند. ویلارد توضیح می‌دهد که این شایعات را از منابع موثق شنیده است و گزارش خود را اینگونه به پایان می‌رساند:
تأثیر این اخبار بر مردم ایران، اگر صحت آنها ثابت شود، بدون شک بسیار نامطلوب خواهد بود؛ علی‌الخصوص در جنوب ایران که احساسات ضد انگلیسی گسترده‌ای در آنجا وجود دارد. از زمانی که انحصار اسکناس از بانک شاهنشاهی ایران در ماه مه سلب شد، مردم مشتاقانه از احتمال لغو قرارداد شرکت نفت انگلیس و ایران در حکم گام بعدی ایران در حرکت به سوی رهایی از استثمار خارجی حرف می‌زنند. تمدید قرارداد، بجای لغو آن، مسلماً بخش عمده‌ای از جمعیت ایران را شدیداً سرخورده خواهد کرد.(4)
پیشنهادی که ویلارد در گزارش خود به آن اشاره کرده بود به قرارداد سه ستاره معروف بود که شرکت نفت انگلیس و ایران در سال 1929 تسلیم دولت ایران کرد. شرکت پیشنهاد کرده بود که بجای پرداخت درصد ثابتی از سود، به ازای هر تن نفت تولید شده 4 تا 5 شیلینگ به ایران بپردازد. «در این قرارداد ماده‌اي قید شده بود که دولت ایران می‌تواند تا 25 درصد سهام شرکت را تصاحب کند، ضمن آنکه مدت امتیاز تا سی سال دیگر تمدید می‌شد. دولت ایران به دلیل بی‌اعتمادی به رویه‌های حسابداری شرکت و همچنین درخواست شرکت برای تمدید امتیاز تا سال 1989 پیشنهاد شرکت را رد کرد.»(5) در واقع دولت ایران در آن زمان فقط یک نفر بود، یعنی عبدالحسین تیمورتاش. او با ردّ پیشنهاد شرکت نفت انگلیس و ایران پا به عرصه خطرناکی نهاده بود.
شرکت نفت انگلیس و ایران از تلاش برای تغيير شرایط امتیاز دارسی دست برنداشت. هارت، با اشاره به صحبت‌هایش با تی. ال. جکس، شایعات جدیدی را که درباره مذاکره شرکت برای تمدید اعتبار امتیاز بر سر زبان‌ها بود، گزارش می‌دهد: «ولی آقای جکس در ارتباط با این شایعه که شاه (با توجه به اینکه مجلس آلت دستی بیش نیست) حاضر است در قبال دریافت پنج میلیون لیره امتیاز شرکت را تمدید کند، گفت که تردیدی ندارد که اعلیحضرت در قبال دریافت چنین مبلغی با کمال میل این کار انجام خواهد داد.»(6) هارت بعداً درباره مذاکرات تمدید امتیاز شرکت نفت انگلیس و ایران می‌نویسد: «می‌گویند که حضرت اشرف تیمورتاش در طول اقامتش در لندن حتی درباره تجدید امتیاز نیز صحبت نخواهد کرد؛ زیرا، از قرار معلوم، نگرشی که در محافل عالی [ایران] وجود دارد چنان سختگیرانه است که از سرگیری مذاکرات پر سر و صدای سال 1930 در تهران را غیر ممکن می‌سازد.»(7) روشن است که تا اواخر سال 1931 شرکت نفت انگلیس و ایران هیچ موفقیتی در اصلاح شرایط امتیاز دارسی به دست نیاورده بود.

1. بانک جهانی، «ملی‌شدن صنعت نفت ایران»، ص 9.
2. فیلیپ، «حضور سر جان کدمن در تهران»، گزارش شماره 109 (611/891.6363)، مورخ 14 ژوئن 1926.
3. تریت، گزارش شماره 789 (640/891.6363)، مورخ 16 مارس 1929.
4. ویلارد، گزارش محرمانه شماره (656/891.6363)، مورخ 11 ژوئیه 1930.
5. بانک جهانی، «ملی‌شدن صنعت نفت ایران»، ص 9.
6. هارت، گزارش شماره 738 (678/891.6363)، مورخ 21 ژوئیه 1931.
7. هارت، گزارش شماره 929 (681/891.6363)، مورخ 7 نوامبر 1931.