آسیب‌ها و عبرت‌هاى نهضت مشروطیت

آسیب‌ها و عبرت‌هاى نهضت مشروطیت

ارزش هاى اخلاقى و انسانى نقش اصلى و نهایى را در سعادت و کمال جامعه دارد. بنابراین، تاریخ نهضت ها و انقلاب در هر دو بُعد نظرى و عملى بسیار آموزنده است. هدف قرآن در تاریخ نگارى و گزارش رویدادهاى زندگانى ملت هاى پیشین اندیشیدن و پند و عبرت گرفتن است. این نوشتار پس از اشاره به اهمیت تاریخ در قرآن، برخى از رهنمودهاى امام على(علیه السلام)در ارزش و اهمیت مطالعه و بررسى تاریخ گذشتگان را بیان مى دارد و ضرورت بهره بردارى از تاریخ تحولات سیاسى ـ اجتماعى معاصر را یادآورى مى نماید. سپس با استناد به سخنان امام خمینى(قدس سره)، اهمیت و لزوم مطالعه تاریخ نهضت مشروطیت و درک درس هاى آنان را ثابت مى کند. در ادامه، پس از توضیح اهمیت آسیب شناسى نهضت مشروطیت، با استفاده از آثار سیاسى امام خمینى(قدس سره) و تحلیل هاى ایشان در این باره و نیز بررسى تاریخ مستند مشروطیت، برخى از آسیب ها و آفات این نهضت را استخراج و تبیین مى نماید.
براى درک قانون مندى هر بخش از طبیعت و حوادث جهان، باید به مطالعه در همان قسمت پرداخت. براى به دست آوردن شرایط، عوامل، لوازم و قوانین تداوم انقلاب اسلامى ایران باید تاریخ انقلاب ها و نهضت ها و قیام ها و جنبش هاى جهان را ورق زد. تأکید قرآن و سنّت بر تأثیر عوامل اخلاقى در تحوّلات سیاسى ـ اجتماعى و ظهور و سقوط انقلاب ها موجب گردیده که تاریخ انقلاب ها به صورت یک منبع آموزشى سودمند، راهگشا، عبرت آموز و پنددهنده درآید. به حکم قرآن، تاریخ داراى قاعده و ضابطه است و اراده انسان بر تحولات سیاسى ـ اجتماعى و پیشرفت و مرگ انقلاب ها حاکم مى باشد و نقش اصلى و نهایى در سعادت و کمال جامعه براى ارزش هاى اخلاقى و انسانى است. بنابراین، تاریخ نهضت ها و انقلاب ها از هر دو بُعد نظرى و عملى بسیار آموزنده است.1 هدف قرآن در تاریخ نگارى و گزارش رویدادهاى زندگانى ملّت هاى پیشین و تحوّلات سیاسى ـ اجتماعى گذشتگان، اندیشیدن و تفکّر و پند و عبرت گرفتن است. قرآن به پیامبر فرمان مى دهد: (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ)(اعراف: 176); داستان هاى گذشتگان را براى آنان بازگوى، شاید بیندیشند و بیدار شوند. در منطق قرآن، قصص و داستان هاى نهضت ها و انقلاب هاى گذشتگان درسِ عبرت و پیام هاى سازنده اى دارد که مى تواند راهنماى بشریّت قرار گیرد و او را به کمال و سعادت برساند. داستان هاى قرآن راست و واقعى و روشنگر و آگاهى بخش است. قرآن خود در این زمینه چنین مى فرماید: (لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِی الأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَى)(یوسف: 111); در سرگذشت و داستان گذشتگان درس عبرت براى صاحبان اندیشه است، اینها داستان هاى دروغین نبود.
امام على(علیه السلام) به بهترین شکل، ارزش و اهمیت مطالعه و بررسى تاریخ گذشتگان و معاصران، انقلاب هاى دور و نهضت هاى نزدیک براى طى کردن راه حق و طریق سعادت و نیفتادن به هلاکت و رهایى از مشکلات و حرکت درست در مسیر اصلى تداوم انقلاب اسلامى را نشان داده و درباره ضرورت مطالعه تاریخ نهضت ها و انقلاب هاى جهان و رویدادهاى زندگانى آنان به فرزند خویش امام حسن مجتبى(علیه السلام)چنین مى فرمایند: «اَى بُنَىَّ اِنّى و ان لَم اکُن عُمِّرتُ عُمرَمَن کان قبلى فَقَد نَظَرتُ فى اَعمالِهِم و فکَّرتُ فى اَخبارِهِم و سِرتُ فى آثارِهِم حَتّى عُدتُ کَاَحِدِهم بَل کَاِنّى بِما اِنتَهى اِلَىَّ مِن اُمورِهِم قد عَمَّرتُ مَعَ اَوّلِهِم الى آخرِهِم فَعرفتُ صَفوَ ذلِکَ مِن کَدَرِهِ و نفعه مِن ضَررِهِ»;2 پسرم! من گرچه همانند عمر کسانى که پیش از من بوده اند عمر نکرده ام ولى تاریخ زندگانى آنان را مطالعه کرده ام و در خبرهایى که از آنان رسیده، اندیشیده ام و آثار و بازمانده هاى زندگى آنان را مورد تجزیه و تحلیل علمى قرار داده ام، چنان که همانند یکى از خود آنان شده ام، بلکه به سبب آنچه از کارها و تاریخ آنان به من رسید چنان شد که گویا با اوّل و آخر آنان زندگى کرده ام. پس پاکیزگى و خوبى کردار آنان را از تیرگى و بدى، و سود آن را از زیانش پى برده ام، عوامل خوش بختى و بدبختى، سود و زیان انقلاب ها و رویدادهاى جوامع گذشته را شناخته ام.
امام على(علیه السلام) درباره بهره بردارى از تاریخ نهضت ها و انقلاب هاى گذشتگان، چنین فرمان داده اند: «و احذَروا مانَزَلَ بِالامَمِ قَبلَکُم مِن المَثَلاتِ بسوءِ الاَفعالِ وَ ذَمیم الاعمال فتذکَّروا فى الخیر و الشرِّ احوالَهم و احذَروُا اَن تکونو امثالَهُم، فاِذا تفکّرتُم فى تفاوتِ حالَیهِم فالزمُوا کلَّ امر لَزِمَتِ العِزّهُ بِهِ حالَهم و زاحَتِ الاعداءِ له عنهم و مُدَّتِ العافیةُ به علیهم و انقادتِ النِّعمهُ لَهُ مَعَهُم، واجتنبوا کلَّ امر کَسَرَ فِقرَتَهُم واَوهَنَ مُنَّتَهُم، وَ تدَبَّروا احوالَ الماضینَ مِن المؤمنینَ قبلَکُم، کیف کانوا فى حال الّتمحیصِ والبَلاءِ»;3 بترسید از عذاب ها و سختى ها که بر اثر زشتکارى و بدکردارى ها بر امّت هاى پیش از شما رسید و پیشامدهاى آنان را در نیکى و بدى به یاد آورید و درباره رویدادهاى نیک و بد تاریخ زندگى آنان بیندیشید و بپرهیزید از اینکه مثل آنان بشوید و بیدار باشید که مانند آنان سقوط نکنید. هرگاه در تفاوت دو حالت بد و خوب آنان اندیشیدید پس برگزینید و انتخاب کنید هر کارى را که به سبب آن ارجمند گشتند و دشمنان را از آنان بر طرف ساخت و تندرست ماندند و نعمت و خوشى براى آنان فراهم شد، و از هر کارى که مهره پشت پیشینیان را شکست و توانایى آنان را سست نمود دورى نمایید، و در احوال و تاریخ زندگى گذشتگان از مؤمنان پیش از خودتان بررسى و دقّت کنید که در حال آزمایش و رنج چگونه بودند.
از منظر امام على(علیه السلام) تاریخ تحولات سیاسى ـ اجتماعى گذشتگان و پیدایش نهضت ها و انقلاب ها و سرنوشت آنها، جایگاه عبرت و درس است و باید تاریخ را خواند و از آن بهره بردارى نمود. آن حضرت در این زمینه مى فرمایند: «اِنَّ لِلباقینَ بِالماضینَ مُعتَبَراً»;4 براى ماندگان و انسان هاى امروز، در گذشتگان پند و عبرت وجود دارد و محل پند و آموزش است.
بررسى و شناخت علل کامیابى و ناکامى انقلاب ها، پیروزى و شکست نهضت ها، رشد یا توقّف جنبش ها، یک تکلیف اسلامى عمومى است و درس هاى بزرگى براى تداوم انقلاب اسلامى ایران دارد.

درس هاى تاریخ مشروطیت ایران
در تاریخ نهضت هاى صدساله اخیر، عبرت ها و پیام هاى سودمند و سازنده فراوانى نهفته است که باید آنها را شناخت و مورد بهره بردارى قرار داد. بررسى و شناخت عوامل پیدایش، پیروزى و شکست نهضت هاى صدساله اخیر، راهنماى تداوم انقلاب اسلامى ایران است. ضرورت تداوم انقلاب اسلامى ایران، اهمیّت بررسى و تحلیل تاریخ و سرنوشت نهضت هاى صدساله اخیر را آشکار مى نماید. مطالعه تاریخ مشروطیت ایران و بررسى سرنوشت آن، و به ویژه آسیب شناسى نهضت مشروطیت، درس نامه بزرگى براى بقا و دوام انقلاب اسلامى است. شناسایى آفات و آسیب هاى نهضت مشروطیت و عوامل شکست و نابودى این نهضت براى اجتناب و رهایى از آنها لازم و ضرورى است. به دلیل وجود درس هاى فراوان در تاریخ مشروطیت، امام خمینى(قدس سره)تأکید زیادى بر مطالعه و تحلیل این نهضت مى نمودند. ایشان در سخنرانى براى اعضاى انجمن اسلامى دانشجویان فرمودند: 

شما تاریخ انقلاب مشروطه را بخوانید و ببینید در انقلاب مشروطه چه بساطى بوده است.5

در سخنرانى براى اعضاى جامعه روحانیت مبارز نیز فرمودند:
تاریخ یک عبرت است براى ما و شما. وقتى که تاریخ مشروطیت را بخوانید مى بینید که...6
همین درس ها و نکته هاى آموزنده و عبرت دهنده در نهضت مشروطیت است که موجب گردیده مقام معظّم رهبرى حضرت آیة اللّه خامنه اى در جمع شوراى مرکزى و کمیته هاى علمى همایش صدمین سالگرد مشروطیت بفرمایند:
آنچه من بر آن اصرار دارم، مسئله تاریخ نگارى مشروطه است که از سال ها پیش با دوستان متعددى این را در میان گذاشته ام و بحث کرده ام. ما واقعاً احتیاج داریم به یک تاریخ مستند قوى روشنى از مشروطیت. مشروطیت را باید درست تبیین کنیم... حقیقت این است که ما هنوز از مشروطیت یک تاریخ کامل جامعى نداریم.7

اهمیت آسیب شناسى نهضت مشروطیت
واکاوى تاریخ نهضت مشروطیت و آشنایى با آسیب ها و آفات آن براى آموزش سیاسى ملّى لازم است. شناسایى عوامل و دلایل انحراف و شکست نهضت مشروطیت براى پیشگیرى از انحراف و شکست انقلاب اسلامى ضرورت دارد. بررسى و تحلیل شرایطى که زمینه بازگشت به گذشته را فراهم نمود و دستاوردهاى نهضت را از بین برد و موجب شکل گیرى «ترمیدور» در نهضت مشروطیت گردید، براى هوشیارى و بیدارى مردم و اجتناب از آن شرایط، بر همگان واجب است. نظر به این واقعیت که همین آفات و آسیب ها موجبات از بین رفتن و نابودى نهضت مشروطیت را فراهم نمود، شناسایى و یادآورى و شمارش و تبیین آن آفات براى آسیب شناسى انقلاب اسلامى ایران و پیشگیرى از نفوذ آسیب ها و برنامه ریزى براى آسیب زدایى، وظیفه مهم پژوهشگران و پاسخ به یک نیاز مبرم براى تداوم انقلاب اسلامى است.

آفات نهضت مشروطیت
باید تاریخ نهضت مشروطیت را همان گونه که بوده است مشاهده کرد و درون حوادث و رخدادهاى تاریخ مشروطیت، آفات و آسیب ها را شناسایى نمود. تنها کسانى مى توانند نهضت مشروطیت را آسیب شناسى نمایند که این نهضت را خوب بشناسند و با واقعیت هاى آن آشنا باشند. نگارش تاریخ واقعى و مستند مشروطیت گامى بلند در راه آسیب شناسى نهضت و شناسایى آفات آن است; چون تا واقعیت ها خوب روشن نشود آسیب شناسى و عبرت گرفتن از آنها امکان پذیر نیست. کسانى که مستقیم و بىواسطه حوادث و رویدادهاى نهضت مشروطیت را مشاهده نموده و تحولات سیاسى ـ اجتماعى عصر مشروطیت را از نزدیک دیده اند و صداقت و دلسوزى و اخلاص و دین گرایى آنان آشکار است، مى توانند نهضت مشروطیت را آسیب شناسى نموده و آفاتش را بیان کنند و مردم ایران را در راه تداوم انقلاب اسلامى راهنمایى نمایند. امام خمینى(قدس سره)چهره بى نظیر این میدان است. بنابراین، تحلیل ها و تفسیرهاى صادقانه و علمى و تبیین آفات نهضت مشروطیت در سخنرانى ها و آثار سیاسى ایشان بهترین منبع براى آسیب شناسى این نهضت است. در این پژوهش کوشش شده است با الهام از گنجینه بزرگ رهنمودهاى امام خمینى(قدس سره)درباره مشروطیت، آفات و آسیب هاى این نهضت شناسایى و گزارش گردد.
ادامه نیافتن نقش پیشگامى و رهبرى روحانیت
نهضت مشروطیت با رهبرى مراجع تقلید نجف و تهران شکل گرفت. نقش برجسته و اصلى روحانیّت در نهضت مشروطیت غیرقابل انکار است. دکتر عبدالهادى حائرى در گزارش این نقش مى نویسد:
باور عمومى آگاهان به تاریخ ایران به درستى آن است که مهم ترین نیروى پشتیبان انقلاب مشروطیت همانا علما بودند. اگر آنان انقلاب را تأیید نمى کردند مسلّماً در نطفه خفه مى شد. با اینکه این نقش مؤثر علما کاملا آشکار است و جاى بحثى در مورد نفوذ نوشته ها و سخنرانى هاى آنان وجود ندارد، چنین به نظر مى رسد که یک بررسى نقّادانه، نه از فعالیت ها و نه از اندیشه هاى مشروطه خواهانه علما هنوز به عمل نیامده است. انقلاب مشروطیت ایران تا اندازه اى مورد بررسى قرار گرفته است ولى تا سال هاى اخیر توجهى بسنده به بنیان فکرى انقلاب نشده بود. نویسندگانى چند این نقصان را در تاریخ انقلاب ایران دریافته اند... ولى اندیشه هاى بانفوذترین نیروى انقلاب مشروطیّت، یعنى رهبران مذهبى، هنوز بدون توجّه مانده است.8

امام خمینى(قدس سره) درباره نقش پیشگامى روحانیّت در مشروطیت فرمودند:
در قضیه مشروطه اینها بودند که جلو افتادند و مردم هم همراهى کردند با آنها.9
ایشان در جاى دیگر مى فرمایند: ما این صدسال اخیر را که ملاحظه مى کنیم هر جنبشى که واقع شده است از طرف روحانیون بوده است برضد سلاطین; جنبش تنباکو بر ضد سلطان آن وقت بود، جنبش مشروطه بر ضد رژیم بود، البته با قبول داشتن رژیم مى خواستند عدالت ایجاد کنند.10
این قیام هایى که در این صد سال شده است از کى بوده؟ چند قیام در این صد سال؟ کى رأس اینها بوده؟ قیام تنباکو مرحوم میرزا بود. قیام مشروطه از نجف، آقایان نجف، از ایران، علماى ایران ایجاد کردند. این چند قیامى که شاهدش بودیم همه از علما بود.11
در جنبش مشروطیت هم همین طور بود که از روحانیون نجف و ایران شروع شد، مردم هم تبعیّت کردند.12
در مشروطه دیدند که یک ملّا یا چند ملّا در نجف و چند معمّم و ملّا در تهران اساس استبداد و حکومت خودکامه اى که در آن وقت بود آن را به هم زدند و مشروطه را مستقر کردند.13
در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند و اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و پیش رفت.14
از آفات بزرگ و خطرناک و آسیب هاى زیانبار که پیامدهاى ناگوار بسیارى براى نهضت مشروطیت داشت، پایان یافتن نقش پیشگامى و رهبرى روحانیت بود. استمرار نیافتن و ناپایدارى نقش رهبرى روحانیت، صدمات زیادى به نهضت مشروطیت وارد ساخت; صدماتى که انحراف و ناکامى آن را در پى داشت. منتفى شدن نقش رهبرى و پیشگامى مراجع تقلید و روحانیت، نهضت مشروطیت را به کژراهه و بى راهه کشاند. شهید مطهّرى با عبرت گرفتن از آنچه در نهضت مشروطیت آمد چنین هشدار مى دهد: انقلاب ایران اگر در آینده بخواهد به نتیجه برسد و همچنان پیروزمندانه به پیش برود مى باید باز هم روى دوش روحانیون و روحانیت قرار داشته باشد. اگر این پرچمدارى از دست روحانیت گرفته شود و به دست ـ به اصطلاح ـ روشن فکران بیفتد، یک قرن که هیچ، یک نسل که ب