مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



روزنامه های فارسی برون مرزی و جنبش مشروطیت

روزنامه های فارسی برون مرزی و جنبش مشروطیت

بیداری ایرانیان، مرهون روشنگری های روزنامه هایی است که دردوره ای طولانی از پادشاهی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به زبان فارسی از کلکته تا لندن انتشار یافتند و به انگیزه مخالفت استبداد حاکم، پنهانی به ایران فرستاده می شدند. کافی است بگوییم که به سبب خبرها و مقاله های آگاه کننده روزنامه اختر چاپ اسلامبول، مدتها تجدد خواهان را «اختری مذهب» می خواند. اثر پرده دری های روزنامه قانون چاپ لندن (از اسفند 1268)، نوشتارها و خبرهای تداعی برانگیز حبل المتین کلکته (از آذر 1272)، اختر اسلامبول (از دی 1254)، حکمت (از شهریور1271)، ثریا (از آبان 1277) و پرورش (از خرداد 1279) و چهره نما (از فروردین 1283) چاپ قاهره، در همه رهنمودها و حرکت های قبل و بعد از صدور فرمان مشروطه محسوس است.
در هنگامه مشروطه خواهی که آزادی قلم جایگزین انحصار دولتی اطلاع رسانی شد، روزنامه های اصلاح طلب برون مرزی نفوذ پیشین را در داخل کشور نداشتند؛ ولی از سویی در ایجاد همبستگی میان ایرانیان مقیم خارج از کشور می کوشیدند و از سوی دیگر، در حد خود افکار عمومی جهانیان را با آرمان ها و درستی خواست های خود کامه ستیزان داخل کشور و همچنین، دخالت های سهمناک روسیه در امور داخلی ایران، آشنا می ساختند.
دوره ای نیست که همچون سال های مشروطه روزنامه های فارسی درون مرزی و برون مرزی از نگاه مأموریت و آرمان به یکدیگر شبيه باشند. تنهااستثناء روزنامه ای بود که روس ها در عشق آباد منتشر می ساختند و هوادار استبداد بود. استثنای دیگر، روزنامه صور اسرافیل بودکه در تبعید اروپا به یک روزنامه انقلابی و ضد سلطنت تبدیل یافت.
شمار روزنامه ها و مجله هایی که پس از صدور فرمان مشروطیت به زبان فارسی بیرون از ایران انتشار یافت، به 16 عنوان محدود می شود. از آن میان، پنج عنوان پیشتر آغاز به انتشار کرده بودند: حبل المتین (کلکته)، حکمت و چهره نما (قاهره)، خلافت (لندن) و مجموعۀ ماورای بحر خزر(عشق آباد).
از ميان اين نشريات به جز آخری که سخنگوی سیاست روسیه تزاری بود، همگی در روشنگری و فراهم آوردن زمینه های تحول سیاسی در ایران موثر بوده اند. اما به دلیل هایی که بر خواهیم شمرد، هیچ یک نتوانستند با نفوذ حبل المتین کلکته برابری کنند.
کودتای محمد علی شاه و آغاز استبداد صغیر، موجب شد که سه عنوانی نیز که پیشتر در ایران انتشار می یافتند، راه تبعید پیش گیرند: تمدن (کلکته)، صوراسرافیل (ایوردون- پاریس) و مظفری (مکه).
در هندوستان - حبل المتین، روزنامه نامدار چاپ کلکته، هنگام صدور فرمان مشروطه در آغاز سیزدهمین سال انتشار خود بود و ایرانیان و دیگر پارسی زبانان، آن را به نیکی و مصلحت خواهی می شناختند. این روزنامه از مشروطه خواهان حمایتی موثر کرد و در مورد قرارداد 1907 روسیه و انگلیس به مخالفت برخاست و ناخشنودی مقام های هند بریتانیا را برانگیخت. پیشکسوتی حبل المتین و شبکه گسترده آن در داخل و خارج از کشور، موجب شد که استبدادیان تنها آن را مورد خشم قرار دهند و پس از پیروزی آزادیخواهان نیز، نایب السلطنه و روزنامه های ایران تنها از آن روزنامه قدردانی کنند.
موسسه حبل المتین، یک شماره روزنامه تبعیدی تمدن راهم چاپ کرد (27 مهر1287). تمدن را میرزا رضا خان مدبرالملک هرندی در تهران انتشار می داد. در بمبئی، مجله دعوة الاسلام همان روز انتشار تمدن منتشرشد. این مجله به نوشتارهای مذهبی اکتفا نمی کرد و نشریه ای اصلاح طلب و مشروطه خواه بود. سه ماه بعد، روزنامه خبری اصلاح نیز در همان شهر انتشار یافت.
روزنامه مشروطه خواه دیگری که در هند آن دوره به چاپ رسید، نامۀ وطن چاپ حیدرآباد دکن است که از اسفند1285 به دست میرزا ابراهیم صحاف باشی تهرانی انتشار یافت. وی، سه سال و اندی پیش از آن، نخستین سالن سینما را در تهران گشوده بود.
در این هنگام، هیچ روزنامه ای به زبان های محلی در سرزمین های کنونی ازبکستان و تاجیکستان به چاپ نمی رسید؛ اما دولت روسیه مجموعۀ ماورای بحر خزر را در عشق آباد به دو زبان فارسی و ترکی (مخلوطی از ترکی آذری و ترکمنی) منتشر می ساخت که در خدمت منافع آن دولت بود.  در قفقاز، روزنامه های ترک زبان، نامه های مفصل فارسی و گاهی ادب فارسی و یا اطلاعیه ای را به این زبان چاپ می کردند و توجه مخصوصی به رویداد های ایران داشتند. تنها ایرانی که در آن سامان به روزنامه نگاری پرداخت، علی محمد اویسی بود. وی در بادکوبه، مجله ماهانه حقایق را با محتوایی متنوع و پاسخگوی پان ترکیست ها، از نوروز 1284 منتشر ساخته است.
روزنامه مشروطه خواه خلافت، یک ماه پیش از صدور فرمان مشروطه در لندن آغاز به انتشار کرده بود و پیش از استبداد صغیر خاموش شد. چندی بعد، یک روزنامه به نام اصلاح در پاریس به چاپ رسید که ترجمه خبرها و مقاله های روزنامه های فرانسه زبان درباره رویدادهای ایران را در برداشت.
سومین روزنامه، دارای سرگذشتی استثنایی است: پس از کودتای محمد علی شاه و کشته شدن جهانگیر خان شیرازی مدیر روزنامه نامدار صوراسرافیل، علی اکبر دهخدا دبیر آن از ایران گریخت و در پاریس با شماری از آزادیخواهان بر آن شد که صوراسرافیل را در تبعید منتشر سازد؛ اما دولت وقت فرانسه، آزادیخواهان ایرانی را نا امید ساخت و آنان، به شهر ایوردون در سوییس رفتند تا روزنامه را انتشار دهند.
درعین حال، چون چاپخانه حروف شرقی در آن جا نبود، با تمهیدی سه شماره روزنامه را به نشانی ایوردون ولی در پاریس به چاپ رساندند (سوم بهمن- 18 اسفند1287). شماره چهارم را نیز تهیه دیده بودند، اما انتشار نیافت؛ زیرا دهخدا و همکارانش در یافتند که اروپا به سبب دوری راه و نبود ابزار کار، محل مناسبی برای انتشار یک روزنامه مخالف دولت نیست. از این رو، راهی اسلامبول شدند و در آن جا روزنامه سروش را منتشر ساختند. انتشار روزنامه سروش با سردبیری دهخدا از ٩ تیر 1288آغاز شد و در حال انتشار بود که با شنیدن خبر پیروزی مشروطه خواهان، وی روزنامه را رها کرد و به تهران رفت.
ده ماه پیش از انتشارسروش، روزنامه ای به نام شمس در اسلامبول آغاز به انتشار کرده بود که به ویژه خبرهای انجمن وطنخواه و مشروطه طلب «سعادت ایرانیان» را چاپ می کرد و انتشارش شش ماه ادامه یافت. علاوه بر این، یک شماره هم از روزنامه ای به نام آزادی به چاپ رسید. هنگام صدور فرمان مشروطه، دو روزنامه با سابقه حکمت و چهره نما در مصر چاپ می شدند و هر دو هوادار مشروطه بودند.
شبه جزیره عرب هم برای نخستین بار دارای روزنامه ای پارسی زبان شد: میرزا علی شیرازی ناشر روزنامه مبارز مظفری، در پی بمباران مجلس به مکه رفت. وی، در آن جا یک شماره از روزنامه خود را به چاپ رساند (دی 1287). و بر فراز سرلوحه، «نالۀ اسلام» را هم افزود، اما با شنیدن خبر پیروزی مشروطه خواهان، به وطن بازگشت.
باید از شیوه خاص صور اسرافیل تبعیدی هم سخن بگوییم که از همه روزنامه های دوره جنبش مشروطه خواهی تندرو تر و بی باک تربود: خون آزادیخواهان می جوشید. بسیاری از آنان کشته، زندانی و یا گریخته بودند و از جمله کشته شدگان، میرزا جهانگیر خان شیرازی مدیر صور اسرافیل تهران و دوست وهم پیمان دهخدا بود؛ آزادیخواهان آذربایجان و گیلان و بختیاری و اصفهان، خود را برای نبرد نهایی با استبداد دلگرم به روسیه، آماده می ساختند. همه اینها و محیط آزاد اروپا موجب شد که دهخدا غرشی در صور بدمد و روزنامه را به صورت بیان نامه ای نه تنها ضد استبداد، بل ضد سلطنت در آورد و برای نخستین بار در روزنامه نگاری ایرانیان و حتی در آثار چاپی به زبان فارسی "این وجود زائد" را "مایۀ تعجب اطفال" بداند.
از 22 مطلب کوتاه و بلندی که در سه شماره صور اسرافیل اروپا چاپ شده، 20 مطلب علیه شاه، ضد سلطنت و یا نظام استبدادی است. «طبیعت سلطنت چیست؟» مهمترین مقاله روزنامه است که چاپ آن غوغایی  حتی میان آزادیخواهان مقیم اروپا  برانگیخت. این مقاله، به طور مستقیم نهاد سلطنت را مورد پرسش قرار می دهد.
دهخدا، «چرند پرند» معروف خود را هم تنها به انتقاد از محمد علی شاه اختصاص داد؛ حال آنکه در چاپ تهران مطالب متنوعی وجود داشت و اگر چه از فساد و سرسپردگی هیئت حاکمه نیز با زبان طنز انتقاد هایی می شد، بیشتر مضمون ها به مسایل اجتماعی مربوط بود. در اولین چرند پرند صوراسرافیل اروپا، «لایحۀ جوابیۀ محمد علی شاه به حجج اسلام» بهانه حمله مستقیم به شاه خود کامه و حتی بی حرمتی نسبت به خانواده و نزدیکان اوست.
یکی از مهمترین آثار دهخدا که در صوراسرافیل اروپا به چاپ رسید و نامبردار شد، مسمط «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» اوست که در سوگ جهانگیر خان سروده است.