مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



مشروطیت و تحصن در سفارتخانه های خارجی

در دوره قاجار سه مركز به عنوان محل امن شناخته می شد نخست بقاع متبركه و زیارتگاه های شیعه، دوم منازل علما و بزرگان دینی و سوم سفارتخانه های خارجی. در دوره قاجار تا حوادث منتهی به مشروطه، مردم در اعتراض به ظلمی كه علیه آنان صورت گرفته بود در منزل علما تحصن اختیار می كردند و از آنان می خواستند كه از حقوق آنان دفاع كنند. سابقه تحصن در سفارتخانه های خارجی از دوره مشروطیت عرف شد. چرا كه در این دوره دولت نه حریم حرمت روحانیون را نگه می داشت و نه این كه گوش شنوایی برای شنیدن سخنان مردم و مخالفین وجود داشت. سفارتخانه های خارجی به طور معمول خاك آن كشور به شمار می آیند و هرگونه تعرض به سفارتخانه ها تعرض به خاك دولت خارجی به شمار می آید. بر همین اساس عده ای تحصن در سفارتخانه های خارجی در تهران را مطرح نموده و می دانستند دولت مركزی حق تعقیب آنها را ندارد. 

اگرچه از برخی جهات نفس بست نشینی در سفارت یك دولت بیگانه به دلیل ترس از دست دادن جان می تواند قابل توجیه باشد اما سفارت انگلیس این امر را بهانه ای برای دخالت در امور داخلی ایران قرار داد. پس از شكست مشروطیت و به ویژه پس از قتل ملك المتكلمین و میرزا جهانگیرخان جمعی از آزادیخواهان برای حفظ جان خود به سفارتخانه های خارجی در تهران پناهنده شدند. گفته می شود هفتاد نفر از مشروطه خواهان در سفارت انگلیس متحصن شدند كه از جمله آنها تقی زاده، معاضد السلطنه، دهخدا، بهاء الواعظین، سید حسن حبل المتین و دولت آبادی بودند. در این بین حكیم الملك و ممتاز الدوله رئیس مجلس در سفارت فرانسه و صنیع الدوله و چند نفر از بستگانش در سفارت ایتالیا متحصن شدند. دولت آبادی كه خود عضو انجمن سری مشروطیت بود در این زمینه می گوید: «مشروطه خواهان ساده لوح خیال می كردند كه انگلیسی ها حامی مشروطه هستند و از به توپ بستن مجلس ناراضی هستند و غافل از این بودند كه انگلیسی ها برای حفظ مصالح سیاسی خود قبر مشروطه و آزادی را می كندند تا مشروطه خواهان و مشروطه را در آن دفن كنند.» 

محمد علی شاه كه سرمست پیروزی بود و خود را فاتح بزرگ تلقی می كرد از پناهنده شدن جمعی از سران مشروطه خواه در سفارت انگلیس سخت بر آشفت. وی در تلگراف ارسالی خود به پادشاه انگلیس نوشت: «اخیرا اقداماتی برای تنبیه بعضی از مفسدین كه به تحریك ظل السلطان می خواستند مرا از تخت و تاج موروثی خود محروم سازند، نموده ام، من خیلی متاسف هستم كه از طرف سفارت انگلیس غلامانی به خانه های سردسته های انجمن مفسدین فرستاده و آنها را به سفارت دعوت كرده اند و این مسئله دخالت آشكار در امور داخلی ایران است و من تقاضا دارم از پناه دادن به اشخاص مفسد در سفارت جلوگیری به عمل آید.» 

محمد علی شاه از ترس آن كه مبادا متقاضیان پناهندگی به سفارتخانه ها روزبه روز زیادتر شود بسیار نگران بوده و عده ای سرباز قزاق را مامور كرد تا سفارت را محاصره كرده و مانع رفت و آمد اشخاص به آنجا شوند، قزاق ها هم شرارت كرده و افراد را دستگیر می كردند. در نتیجه انگلیسی ها عصبانی شدند و به این عمل دولت ایران شدیدا اعتراض كردند. شاه همچنین وزیر خارجه علاء السلطنه را مامور كرد كه از سفیر انگلیس تقاضا كند پناهندگان را از سفارت بیرون كنند، كه البته با مخالفت سفیر انگلیس روبه رو گردید. سفیر این كشور پاسخ می دهد: «در صورتی كه دو نفر از سران ملیون را بدون محاكمه در باغشاه كشته اند، چگونه می توان امیدوار بود كسانی كه در سفارت انگلیس پناهنده شده اند اگر بیرون بروند جان آنها در خطر نخواهد بود.» 

پادشاه انگلیس نیز در پاسخ اعلام می دارد: «من مایل نیستم در امور داخلی مملكت شما مداخله كنم، ما كسی را برای تحصن به سفارت خود دعوت نكرده ایم و اگر كسانی از بیم جان در سفارتخانه ما پناهنده شده اند آن اعلیحضرت می دانند كه در مملكت شما ممنوع نیست كه كسانی كه مرتكب جنایتی نشده اند در سفارتخانه پناهنده شوند و همین كه به آنها تامین داده شود از آنجا خارج خواهند شد. دعوت از مفسدین به سفارت نیز به كلی برخلاف حقیقت است. سربازهای شما سفارت مرا محاصره كردند و اشخاصی كه از آنجا بیرون می رفتند دستگیر نموده اند و این توهینی است كه نمی توان آن را تحمل نمود. باید از طرف شاه به پناهندگان تامین قطعی داده شود.» محمدعلی شاه مجبور شد وزیر خارجه خود علاء السلطنه را با لباس رسمی به سفارت انگلیس برای عذرخواهی بفرستد و از رفتار خود اظهار ندامت كند. 

در نامه سفیر انگلیس چند نكته تاكید شده بود ابتدا اینكه قزاق و پلیس را از اطراف سفارت بردارید و معترض رعایای انگلیس نشوند. دوم این كه وزیر دربار از طرف همایونی و وزیر خارجه از طرف دولت ایران هر دو با لباس رسمی به سفارت انگلیس آمده رسما معذرت بخواهند. سوم، تمام افرادی كه برای كارهای متداولی به سفارت می رفته یا از آنجا بیرون می آمدند فورا آزاد نماید و بالاخره این كه ضمانتنامه اعلیحضرت برای امنیت جانی و مالی به افراد متحصن داده شود. پس از ابلاغ شرایط فوق دولت وقت ایران بی درنگ در مقام تسلیم برآمد و تمام مقررات را بی كم و كاست اجرا نمود و عده ای از متحصنین به همراهی مامورین سفارت انگلیس راهی اروپا شدند. در ادامه عده زیادی از مردم تهران وقتی تسلیم شاه را در مقابل سفارت انگلیس مشاهده كردند برآن شدند كه دسته جمعی برای اعاده مشروطیت به سفارت انگلیس بروند اما انگلیسی ها از پذیرفتن آنها خودداری كردند. 

بلافاصله پس از اعلان عفو عمومی و اعلامیه لیاخوف روسی فرمانده كل قشون ایران، عده زیادی دستگیر شدند و حتی تعدادی از ترس دستگیری خودكشی كردند. سكوت مرگ آوری سراسر تهران را فرا گرفته بود. محمد علی شاه پس از برهم زدن مشروطیت برای این كه مردم را فریب دهد، اعلامیه ای منتشر نمود كه در آن خود را طرفدار مشروطیت معرفی كرد انگلیسی ها كه به دست خود میدان را به حریف دیرین خود روس ها واگذار كرده بودند و زمام امور ایران در اختیار آنها قرار گرفته بود، برای جبران شكست خود به محمدعلی شاه فشار می آوردند كه به وعده خود عمل و مجلس شورای ملی را باز كند. اما تلاش آنها فایده ای نداشت و محمد علی شاه بر مشروطه خواهان پیروز شده بود. شاه بارها از خدمات لیاخوف روسی تشكر كرد و در تلگراف خود به مقامات روسی آنها را «ناجی» خود خواند.