مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



مراجع تقليد، علما و شركت اسلاميه

شركت اسلاميه، نام شركتى تجارى است كه توسط علما و تجار پايه‏گذارى گرديد تا در ادامه نهضت و حركت تحريم به خودكفايى ملى و استغنا از خارجى بپردازند.

پس از قيام پيروز تنباكو و بروز فوايد بيشمار آن، دو مجتهد اصفهانى، حاج آقا نوراللّه و آقا نجفى به اين فكر مى‏افتند كه علاوه بر نفى كالاها و منسوجات خارجى مى‏توان امكانات داخلى را جهت توليد بسيج نموده و با ابتكار ايرانى به توليد منسوجات پرداخته و ملّت را براى حمايت از آن تشويق كرده، ابعاد تحريم كالاهاى بيگانه را تحقق بخشيد. بويژه كه در آن دوران اساس تجارت، دلاّلى تجار از اجناس فرنگى بوده و به قول حاج آقا نوراللّه، بازرگانان عمّال خارجى شده و فرّ و جلال فريبندة مغرب زمين از طريق كالاها در ايران جلوه‏گرى مى‏كرده است. در چنين زمانى شركت اسلاميه در اصفهان تأسيس مى‏شود و بتدريج حوزة عمل خود را به ساير شهرها و سپس به كشورهاى خارجى گسترش مى‏دهد. و توليداتش همه جا را فرا مى‏گيرد به حدّى كه روزنامه‏ها و نمايندگان انگليس، رُشد آن را سكته به منافع انگليس در كلية منطقة خليج فارس اعلام مى‏نمايند. 

تحريم منسوج فرنگى و كاربرد اقمشة بافندگان وطنى (در قالب شركت اسلاميه) به تدريج يك جريان و حركت عمومى در سراسر كشور مى‏شود و موج آن به نجف اشرف رسيده، مراجع بزرگ شيعه به حمايت عملى از آن برمى‏خيزند. 

پس از گسترش اقدامات شركت اسلاميه و رسيدن منسوجاتش به نجف اشرف، آنجا را نيز شور و هيجانى فرا مى‏گيرد و به ترويج آن پرداخته مى‏شود و طى مجالس جشن و سرور سخنرانى اقمشة شركت نيز عرضه و مورد استقبال مردم قرار مى‏گيرد. گزارش يكى از اين مجالس را كه طى مكتوبى در حبل‏المتين آمده، مرور مى‏كنيم:

«... روز عيد مبعث در نجف اشرف، خانة حاجى عبود شلاش رييس‏التجار، جمعى كثير از علماى اعلام و از تجّار محترم كه اسامى بعض آنان ذيلاً نگارش يافته، مدعوَا حضور به هم رسانيده، اجناس و اقمشة اسلاميه را كه به تازگى آورده بودند، حاضر كردند. جناب حاجى شيخ محسن واعظ عراقى كه مردى فاضل و اهل منبر و در واقعه از ذوات مغتنمه مى‏باشد، بالاى منبر رفته پس از خطبة فصيحة بليغه تقريرى مشتمل بر حرمت اقمشة خارجى و در استحباب استعمال امتعة داخله از قرارى كه مرقوم است بيان فرمودند. الحق جاى سركار خيلى سبز بود كه وجد و سرور علماى اعلام و مسابقت آنها را در اختيار نمودن امتعه و خريدارى ايشان را مشاهده فرماييد. در غير آن مجلس هم در رواق مطهّر در محضر عموم نيز جناب مشارٌاليه، مردم را ترغيب به استعمال تبرك از ورود منسوجة وطنيه نمود... اميد است روز به روز بر ترقى امتعة اسلاميه و رغبت دينداران به استعمال منسوجات وطنيه افزوده گردد.» 

و سپس متن سخنان خطيب را نقل نموده در پايان مى‏نويسد:

«پس از اتمام بيانات وافيه و كافيه مزبوره، تمام اهل مجلس با كمال خوشحالى، منسوجات حاضره را اختيار فرموده و به مسابقت از دست يكديگر مى‏ربودند. اوّلاً علماى اعلام به جهت حضرت حجهًْ‌الاسلام آقاى صدر اصفهانى و... آخوند ملا محمد كاظم خراسانى و... حاجى ميرزا فتح اللّه شريعتمدار نمازى و... آقا سيد كمال‏الدين بهبهانى طهرانى و... آقاى ميرزا عبدالحسين مدرّس اصفهانى و... آقا شيخ محمدرضا نوة حاجى شيخ محمد باقر اصفهانى كه حاضر در مجلس بودند، هر كدام سهمى از منسوجات وطنيه  اختيار و با همراهان خود و با ذكر سلام و صلوات روانة صحن مطهر گرديدند.» 

سواد دست‏خط آيت‏الله‏العظمى آخوند ملامحمد كاظم خراسانى

آيت‏الله آخوند ملامحمد كاظم خراسانى نيز در نامه‏اى به شاه، او رادعوت به حمايت از شركت اسلاميه مى‏نمايد:

«بسم اللّه الرحمن الرحيم . چه بسيار شايسته است كه اعليحضرت شاهنشاه اسلاميان پناه خلداللّه ملكه، بذل مراحم ملوكانه در مشيت اين شركت اسلاميه كه خشنودى حضرت امام عصر ـ ارواح العالمين له الفداء ـ و ترويج ملت بيضا و تقويت دولت عظمى و اسباب آسايش عموم عباد و ترقيات عامه قاطبين بلاد محروسه ايران است، خواهند فرمود. خود آن وجود اقدس به شخصه‏الشخيص عّز نصره در لبس البسه مصنوعه اسلاميه مقدم و به صدور امر ملوكانه در مساعدت اين مطلب مهم وزراى  عظام و اولياء فخام دولت ابد مدت را مفتخر فرمايند. و بر عموم رعايا و قاطبه مسلمين لازم و به مقتضاى الناس على دين ملوكهم تأسى و متابعت نمايند و خلع لباس ذّلت را از خود بلبس لباس عّزت البسه اسلاميه صاحب شرع را خوشنود دارند (كهن جامه خويش پيراستن به از جامه عاريت خواستن).

(الحقير الجانى محمدكاظم الخراسانى) 

شايسته است كه در اين بخش نمونه‏هايى از مكتوبات علماى اعلام در زمينه شركت اسلاميه را نقل نماييم تا فراگيرى حوزه عمل شركت و تأييد و حمايت زعماى اسلام از آن بيشتر مشخص شود.

سواد دست‏خط آيت‏اللّه العظمى آقاى‏سيدمحمدكاظم‏حجت‏الاسلام‏يزدى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه على ما انعم وله الشكر بما الهم وصلى اللّه على سيدنا محمد و آله و سلم فوايد و منافع و عوايد اين انتظام، كمال وضوح دارد. حسن اين نظم از بيان مستغنى است. بسى شايسته و مناسب و به موقع و محل است كه عموم مؤمنين و كافة متدينين از هر صنف و هر نوع هر يك به قدر مقدور و بودجه ميسور در تشييد اساس و ترويج اين امر مهم اهتمام تمام و بذل جهد و صرف همّت نمايند. و مهما امكن از البسه و اقمشة خارجه متحرز باشند. بلكه سزاوار اين است كه در ساير جهات حركات و سكنات و كيفيات لباس و طعام و شراب و گفتار و كردار از وضع و طرز كفار خود را برحذر و بركنار دارند.

قال الصادق (صلوات اللّه): عليه اوحى اللّه تعالى الى نبى من انبيائه قل للمؤمنين لاتلبسوا لباس اعدايى ولا تطعموا مطاعم اعدايى ولا تسلكوا مسالك اعدايى فتكونوا اعدايى و كماهم اعدايى ان اللّه لايغيّر ما بقوم حتى بغيّروا ما بانفسهم . 

حرّرهًْ‌الاحقر محمد كاظم الطباطبائى. 

سواد دست‏خط آيت‏اللّه العظمى حاجى ميرزا حسين نجل حاجى ميرزا خليل مقيم نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم 

تعاونوا على البر و التقوى فان اللّه مع الذين اتقوا والذين هم محسنون.

فعلى هذا بسيار شايسته است كه عموم رؤساى ملت و دولت در ترويج اين شركت خيريه اسلاميه بذل جهد نمايند، البته بسيار كار به موقع است. الراجى غفر ربه الجليل نجل المرحوم ميرزا خليل (قدس سرّه). 

سواد دست‏خط جناب مرحوم آيت‏اللّه العظمى شربيانى مقيم نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم

امرى كه مصالح دينيه و دنيويه و رفاهت حال عموم مسلمين و ايادى ممالك محروسه ايران و زيادتى آبروى ملت اسلاميه و ترقى دولت قاهره عليه در آن باشد، بهتر ازين شركت نافعة اسلاميه به‏نظر نمى آيد. معلوم است تكليف متمكنين در ترويج اين مقصد و تشويق اهل اين مطلب و امداد آنها به مال و جان زياده از ديگران است. سيّما اعليحضرت اقدس ذات شاهنشاهانه ايداللّه تعالى ملكه و سلطانه كه منظور نظر مبارك ايشان دائما آسايش رعيت و آبادى مملكت است. البته اقدام تام و اصدار احكام در انجام اين امور عظام و اكرام و انعام در حق متصدعين آنها بلكه تلبس نفس نفيسشان باين البسه كه شركت تشويقات است، خواهند فرمود. زيرا كه الناس على دين ملوكهم والسلام على اخواننا المؤمنين.

 من الاحقر الجانى محمد الغروى الشربيانى 

سواد دست‏خط آيت اللّه‏العظمى ملامحمدحسن مامقانى (مدظله) مقيم نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم 

بحمداللّه تعالى فراهم شدن اسباب تداول منسوجات اسلاميه و سد ابواب حوايج مسلمين از ممالك خارجه از نعم عظيمة اين عصر با بركت است. چه قدر شايسته است كه عموم مسلمين با كمال شوق و اتحاد كلمه در رواج آن و هجر منسوجات ممالك خارجه كه سبب اختلال امور كافه مسلمين شده جد و جهد نموده اسلام را رونقى تازه داده و با اتفاق كلمه اسلاميه مسلمين را آسوده نمايند. رجاء واثق امناى دول عليه از منافع عمومى دينى و ملكى آن غفلت نداشته باشند. انشاءاللّه تعالى در تقويت و اعانت در نشر اين امر مهم عظيم و اهتمام تام خواهند فرمود.

اين سنت سنيه را از فوايد عظيمه اين عصر خواهند شمرد. واللّه المستعان و منه التوفيق. 

من الاقل محمد حسن المامقانى 

سواد دست‏خط حضرت شريعتمدار آيت‏اللّه العظمى آقاى شريعت مقيم نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم 

عمارت ديار و آبادى امصار بعد از معدلت سلاطين با اقتدار و امراى فرمانگذار منوط به رواج تجارت است. و رونق ملك و دولت وترقى صنايع اهل صنعت. نان خود بر سفره مردم خوردن به نعمت خويش منت از ديگرى بردن و خانه همسايه سوختن و چراغ اجانب برافروختن و جامه خويش دريدن و كلاه بيگان دوختن نه كار عقلا است. گفته‏اند ملك از خردمندان جمال گيرد و دين از پرهيزكاران كمال پذيرد. پس امرى كه جامع خردمندى و پرهيزكارى و داراى ديانت و دنيا، داراى كمال ملت و جمال دولت باشد البته اهتمام در او فريضه همّت بزرگان خواهد بود. سيّما شاهنشاه جم اقتدار كه هميشه منظور انظار معدلت مدارشان ترويج ملت و آسايش رعيت و آبادى مملكت است. معلوم است تساهل و تسامح در ترويج اين مقصد را به هيچ گونه روا نخواهند داشت.

 حررّه الجانى ميرزا فتح اللّه شيراز الاصفهانى المدعو به شريعتمدار 

سواد دست‏خط آيت‏اللّه العظمى ملا عبداللّه مازندرانى مقيم نجف

بسم اللّه الرحمن الرحيم 

اولاً: تورع از شبهات از مستحسنات عقليه و شرعيه است. ثانيا: ترويج و همراهى و همدستى و يك جهتى نمودن در رواج اين شركت اسلاميه هر دو مقصد حاصل است. خداوند عالم تأييد و مدد و يارى نمايد كسانى كه به قدرت مالى و لسانى ترويج اين شركت اسلاميه ادّا امهارب البريه مى‏نمايند.

حررّه الاحقر عبداللّه الجيلانى المازندرانى 

علماى بسيارى از تأسيس شركت اسلاميه استقبال مى‏كنند و طى نامه‏هايى از حاج‏آقا نوراللّه‏ تقدير مى‏كنند كه ما براى طولانى نشدن مطلب تنها يكى دو سند را در متن ذكر مى‏كنيم:

سواد تعليقة آيت‏اللّه العظمى آقاى حاجى ميرزامحمدحسين نورى (ملقب به محدث نورى)

بسم اللّه الرحمن الرحيم 

به چه لسان شكر كنيم حضرت ايزد منّان را كه در عصر خود ديديم جمعى را كه حسب سلامتى فطرت و پاكى طينت و غيرت اسلاميه و تعصب مذهبيه درصدد رواج آيين دين و رونق كيش مسلمين برآمده. و در تهيه و تدارك اسباب زندگى از قذات شبهات از جهات عديده همت گماشته، تا مسلمانان به اعانت حضرت احديت از مفاسد ظاهريه و باطنيه آن آسوده شوند. علاوه بر مصالح دنيويه كه بر ذى شعورى مخفى نيست، هندوى بت پرست از نظر كردن به مسلمانان بر غذاى او چه رسد به مباشرت آن، به دست غذا را نجس و حرام دانسته، به درد جوع راضى و آن را تلف مى‏كند. با غيرت اسلاميه كجا رواست كه يافتن چنين كسى در تن و به حضور الهى ايستاده. اميدواريم خداوند جلت آلاه قلوب متمكنين از اعانت و نشر و ترويج اين امر مهم دين و دنيوى را مايل و راغب نموده كه تمام مقدور خود را در انجام و اتمام آن مبذول دارند. و ولى عصر (صلوات اللّه عليه) را از خود خرسند و مسرور نمايند و خويش را در زمرة خدمه و كاركنان حضرت مقدسش درآورند. 

حررّه الحسين النورى.  و  

نامه جناب محدث نورى به حاج‏آقا نوراللّه

بجاست اين بخش را با مكتوبى از محدث بزرگوار صاحب مستدرك الوسايل، مرحوم آيت‏اللّه حاج ميرزا حسين طبرسى(محدّث نورى) كه اين چنين قهرمان كتاب ما را در اين مجاهدة اقتصادى تحسين و تكريم مى‏نمايند، پايان دهيم :

«از اصفهان» ـ سواد مكتوبى كه جناب مستطاب ... آقاى حاجى ميرزا محمدحسين نورى حجت‏الاسلام مدظله از نجف اشرف به جناب مستطاب... آقاى حاجى شيخ نوراللّه مدظلّه در اصفهان درخصوص تأسيس شركت مقدس اسلاميه مرقوم داشته‏اند ارسال نموده تا در روزنامه ملى درج نماييد و خاطر مشتركين عظام را مسرور و مشعوف سازيد.

(بسم اللّه الرحمن الرحيم )

به عرض مى‏رساند مدتى است عازم كه در مقام مزاحمت برآمده، محض تشكر اين نعمت جليلة شركت اسلاميه كه از بركات وجود آن آقايان عظام و حفاظ شريعت، سيدالانام عليه و آله الاف الصلوهًْ والسلام ادام اللّه تعالى علاهم و همّت ارباب غيرت و متعصبين در ملت اسلام نصرهم اللّه تعالى بحمداللّه تعالى والمنهًْ منعقد و برقرار شده. رجاء واثق و اميد صادق كه اساسش متقن و استوانش محكم و سقفش رفيع و نفعش عام و ظلش مستدام‏الى ظهور مهدى الانام و نصرهًْ الايام عليه وعلى آبائه الغر البرره افضل التحيهًْ والسلام. كه بى ريبه و شك از پرتو نظر رأفت و عطوفتش اين قلوب صافيه و نفوس سليمه در مقام اعزاز دين و اصلاح مفاسد كلية عمدة امور معاش مؤمنين برآمده و احتياج اين فرقه مهتديه را از غير ملت خود برداشته. چه با آن احتياج كه سبب كلى است براى مخالطت و معاشرت مسالمت و موافقت بلكه مؤادت و مشابهت از رسوم دين و آيين مسلمين و علايم ايمان جز اسمى به دست نخواهد آمد. زيرا كه محبت صنفى با مودت عدويشان جمع نشود. و مشابهت قومى با مبانيت ديگران ميسر نگردد. بلكه به مرور ايام حبّ آن طايفه در قلب راسخ و بغض اين در قلب مستقر و جوارح مستور در منسوج اغيار. با چنين قلب ويران و هيأت عدوى ايمان براى حضور در محضر قدس حضرت الهى و اظهار عبوديت و احتياج و استدعاى انجام حوايج محلى و به جهت اجابت و دعا و دفع مكاره و بلا، جاى اميدى نخواهد ماند. علماى راسخين از آية مباركة «ولا تأكلوا ممالم يذكر اسم اللّه» عليه استنباط فرمودند كه هر غذايى كه براى اسم و شهرت و امثال آن مهيا شود، داخل است در اين نهى. پس حال پارچه كه از ابتداى صنعت تا اِنها در دستهاى اعداى خداوند و خلفايش صلوات اللّه عليهم كه در آنها است جمعى كه دشنام و سخريه به آن ذوات مقدسه گويند و كنند، سير مى‏كند، اثرش چيست و حكمش چه باشد؟ نوع مسلمانان سالها است اثر اجابت در دعاى خود نمى‏بينند و در مقام پيدا كردن سبب آن برنيامدند و به رفض عيب آن را در دعا و از آن ناقل به ديگرى منتقل شوند و ندانستند كه اول شروط اجابت پاكيزگى مطعوم و ملبوس است. و هرچه در آنها مداقه كنند، اثرش را در آنجا مشاهده نمايند.

با دست خبيث آلوده به اقسام معاصى و ملوث به انواع قذارات و زبان پليدى مثل آن توقع پاكيزگى از ملبوس بافتة او داشتن، عين سفاهت و به مجرد طهارت و حيلت ظاهر قناعت كردن تمام خسارت است، بيچاره‏ها گاهى در مقام تجربه برنيامدند و قدمى به آن وادى نگذاشتند تا ببينند با ايشان چه مى‏كنند.

تشبث به آيين مشركين وقتى براى فكر اين مطالب واضحه نگذاشته، چه رسد به عمل به آن. حال چگونه بايد شكر نمود آنانى را كه در مقام نصرت مؤمنين و شكست رونق اعداى دين برآمدند. به تجارت رابحة نافعه حضرت بارى عزّ اسمه و خلفايش (عليهم السلام) را از خود خوشنود نمودند؛ و به فيض نعمت جليله (يرجون تجارهًْ لن تبور) خود را محفوظ ساختند؛ و عباداللّه را از تلوّث به اقذار ملحدين پاك نمودند؛ و اموالشان را از صرف در مصارف بيهوده نگاهداشتند.

زهى تجارت كه در سلك عبادت منتظم و عجب عبادت كه مفاسد دينيه و دنيوية عباد به آن منعدم «ياليتنى كنت معهم فافوز فوزاً عظيماً» مرجو از عنايات غيبية الهيه و معظمين شعائراللّه عليه كه توفيق استقامت و ثبات و سعى و اجتهاد را از اين معظمين شعائراللّه سلب نفرمايد. و از ديدن بعض ناملايمات و مشاهدة پاره‏اى خسارات تجانى با مماطله و مسامحه را در اهتمام در انجام و اتمام و تكميل اين خدمت جميله جايز ندانند. و از ثناء جميل در ملاء اعلا و ثواب جزيل در دار عقبى خود را بى‏حظ و نصيب ننمايند. اگرچه از استماع جّد تمام جناب رييس حوزة خدمة دين مبين و شرع متين بلغهم اللّه تعالى امانيهم و جعل فى ديوان انظار وليه أقاصيهم و اوانيهم باب اين احتمال مسدود و رجاء بلوغ اين مقصد به اعلى درجة كمال واثق. و البته تمامت اعضاى اين مجلس شريف و أركان اين محفل منيف و أرباب صنايع و حرف و اعوان اقامهًْ و نشر و رواج اين تجارت خويش را خدمه اين دانسته، با شوق و رغبت و كوشش و همّت و عزم و استقامت، بلكه باز جاى درك مثوبت و قصد قربت به كار خود مشغول و به عمل خود مبتهج و مسرور. انشاءاللّه الرحمن، به انواع نعم غيرمتناهيه حضرت بارى جات الامة در دنيا و آخرت محفوظ و مفتخر خواهند بود. اگر از برداشتن پس خاشاكى از راه مسلمانان از گناه سالهاى پدر در گذرند، پس خوشا حال آنانكه اين همه كثافت را از بدن مسلمانان برمى‏دارند. اللهم وال من والاهم و عاد من عاداهم و انصر من نصرهم و اخذل من خذلهم و اعنهم و ايدهم و ادفع عنهم شر الفاسقين وكيد الملحدين و بغى‏الظالمين بمحمد و آله صلوات اللّه عليهم اجمعين.

من العبد حسين النورى فى المشهد الشريف 

فى 6 ذى القعده سنهًْ 1317