مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



ماجرای مجلس اول

پس از مبارزات طولانی مردم به رهبری علما، سرانجام مظفرالدین شاه با صدور دستخطی به خواسته آنان تن در داد و بدین ترتیب ایران در شمار ممالک مشروطه قرار گرفت. 

مظفرالدین شاه اولین دستخط را در روز یک‌شنبه 14 جمادی‌الثانی 1324 و مطابق با سیزدهم مرداد 1285 هـ - ق خطاب به مشیرالدوله صادر نمود. فرمان مذکور به فرمان اول مشهور شد به علت کلی گویی، ابهام زد‌گی و بی‌توجهی به نقش ملت مورد پسند بست نشینان و علمای مبارز قرار نگرفت و همین امر موجب شد تا شاه فرمان دوم را در تکمیل دستخط اول صادر کند. در این فرمان آمده بود: «در تکمیل دستخط سابق خودمان مورخه 14 جمادی الثانی 1324 که امر و فرمان صریحا در تاسیس مجلس منتخبین ملت فرموده بودیم مجددا برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله همایونی ما واقف باشند، امروز مقرر می‌داریم که مجلس مزبور را به شرح دستخط سابق صریحا دایر نموده، بعد از انتخاب اجزای مجلس فصول و شرایط نظام مجلس شورای اسلامی را موافق تصویب و امضای منتخبین به طوری که شایسته ملت و مملکت و قوانین شرع مقدس باشد مرتب نمایند که به شرف عرض و امضای همایونی ما موشح و مطابق نظامنامه مزبور این مقصود صورت و انجام پذیرد.» (1) 

از نکات مهم و تفاوت‌های اساسی که بین دستخط اول و دوم مظفرالدین شاه وجود دارد و کمتر مورد توجه مورخین و پژوهشگران نیز قرار گرفته است، اشاره صریح به عنوان «مجلس شورای اسلامی» در دستخط دوم به جای «مجلس شورای ملی» است. قید اسلامیت برای مجلس نشانگر نفوذ و تاثیری است که رهبران روحانی جنبش مشروطه خواهی ایفا کردند. اما چنانکه روند وقایع نشان داد و در ادامه در تشریح روند تنظیم نظامنامه انتخابات بدان اشاره خواهد شد، پس از پیروزی عده‌ای تلاش نمودند تا روحانیت را از مشروطیت جدا نمایند و نقش چندانی برای ایشان قائل نشوند در صورتی که جنبش مشروطیت از ابتدا توسط علمای روحانی آغاز گردید و در طول نهضت نیز مبارزات آنان بود که منجر به صدور فرمان مشروطیت شد. 

پس از صدور فرمان تشکیل مجلس، تدوین نظامنامه انتخابات امری ضروری بود و با توجه به بیماری رو به تزاید شاه ضرورت و اهمیت مضاعفی می‌یافت. به همین دلیل مشیرالدوله صدراعظم، هیئتی را انتخاب نمود. نگاهی به ترکیب هیئت منتخب جهت تدوین نظامنامه انتخابات نشان دهنده سیطره گروهی از روشنفکران و درباریان بر امور کشور است که نقش و دخالت چندانی در نهضت و در مبارزات نداشتند اما پس از پیروزی انقلاب مشروطه به واسطه نفوذی که در دربار و بدنه دولت داشتند کم‌کم سر رشته امور را در دست گرفته و حتی سعی در کنار نهادن رهبران اصلی جنبش یعنی روحانیت از تصدی امور کشور نمودند. 

مشیرالدوله به عنوان صدراعظم تا آخرین لحظات از پذیرش درخواست علمای بست نشسته و مردم متحصن استنکاف می‌ورزید. اما پس از پیروزی انقلاب و صدور فرمان مشروطه افرادی از طیف مشیرالدوله در راس امور گمارده شدند. افرادی که مشیرالدوله برای تدوین نظامنامه انتخابات تعیین کرده بود عبارت بودند از: منیع‌الدوله، محتشم‌السلطنه، مشیرالملک، موتمن الملک و مخبرالسلطنه هدایت(2) 

بنابراین «فلان الدوله‌ها» و «فلان السلطنه‌ها» با شعاری دیگر پس از پیروزی مجددا بر سر کار آورده شدند و همان‌ها در انحراف مشروطیت نقش بسزایی ایفا کردند. بسیاری از آنان که سفر فرنگ رفته و با نظام‌های سیاسی غربی آشنا شده بودند، به خوبی بر این امر وقوف داشتند که چگونه و در چه نهادهایی باید نفوذ پیدا کنند تا در دولت مشروطه نیز به مثابه دوران استبداد جایی برای عرض اندام سیاسی داشته باشند. 

بدین ترتیب کار تدوین نظامنامه به افراد یاد شده سپرده شد. آن گونه که از ترکیب منتخبین انتظار می‌رفت رویکردی بر ضد علما و روحانیون در این هیئت غالب گشت و حرکتی رو به رشد که از ائتلاف تعدادی درباریان و برخی از روشنفکران تندرو تشکیل می‌شد در صدد حذف علما از صحنه سیاست برآمد. در صورتی که قبل از پیروزی، همگان به نقش موثر روحانیت در بسیج و رهبری مردم اذعان داشتند و معتقد بودند که اگر بناست در ایران حرکتی علیه نظام مستقر انجام گیرد می‌بایستی توسط و به رهبری روحانیت تحقق پذیرد. 

از سوی دیگر روحانیت نیز که به خوبی با ماهیت افراد یاد شده آشنایی داشته و می‌دانستند با تسلط آنها بر امور ملت و قرار گرفتنشان در مهمترین نهادی که دستاورد مشروطیت بود یعنی نهاد مجلس، انحراف در اهداف نهضت پدیدار خواهد شد، به موضع گیری علیه آنان پرداختند و سعی در ممانعت از ورود این عده به مجلس نمودند. 

به هر حال به کیفیتی که ذکر آن رفت نظامنامه انتخابات که اولین نظامنامه در نوع خود در ایران به شمار می‌رفت، روز 13 رجب 1324هـ - ق که مصادف با ولادت حضرت علی(ع) بود، در مدرسه نظامیه و با حضور علما و نمایندگان سایر صنوف و مردم قرائت شده به تصویب رسید و در 19 رجب، یعنی شش روز پس از تصویب در مجلس بزرگان به امضای مظفرالدین شاه رسمیت یافت. (3) 

در ماده اول نظامنامه آمده بود: «انتخاب کنندگان ملت در ممالک محروسه ایران از ایالت و ولایت باید از طبقات ذیل باشند: شاهزادگان و قاجاریه، علما و طلاب، اعیان و اشراف، تجار، ملاکین، فلاحین و اصناف. (4) 

بنابراین طبق نظامنامه مصوب، انتخابات به صورت صنفی برگزار می‌شد و مردم در آن به شش گروه یا طبقه تقسیم شده بودند. 

در ماده سوم نظامنامه زنان از انتخاب کردن و انتخاب شدن معاف شده بودند. (5) 

ماده ششم هم راجع به انتخاب شوندگان تهران بود وآنها را بدین شرح تقسیم‌بندی نموده بود: شاهزادگان و قاجاریه چهار نفر، علما و طلاب چهار نفر، تجار ده نفر، ملاکین و فلاحین ده نفر، اصناف و از هر صنفی یک نفر، جمعا سی و دو نفر. بنابراین جمع وکلای تهران 60 نفر پیش‌بینی شده بود. ترکیب طبقاتی نمایندگان تهران، سهم علما را 4 نفر نشان می داد و این در شرایطی بود که رهبری خیزش، علما و هدایت آنها نقش اساسی در پیروزی قیام داشت. چنانچه رهبری روحانی در پی کسب قدرت می‌بود - آن طوری که بعضی از درباریان و آزادیخواهان مدعی بودند - بایستی در نظامنامه سهم بیشتری به نمایندگان روحانی اختصاص پیدا می‌کرد در حالی که واقعیت امر چیز دیگری بود. 

پس از تکمیل نظامنامه، انتخابات از روز پنج‌شنبه 23 رجب 1324 آغاز و تا روز دوشنبه 12شعبان ادامه پیدا کرد. (6) با اتمام انتخابات افرادی که از سوی علما به عنوان نمایندگان ایشان در مجلس انتخاب شده بودند به این شرح مشخص و معرفی شدند: -1 آقامیرزا محسن -2 حاجی شیخ علی نوری -3 میرزا طاهر تنکابنی -4 حاج سید نصرالله اخوی. 

اما نمایندگان بازرگانان و اعیان و اشراف همان لقب دارانی بودند که قبل از مشروطه نیز به انحای مختلف در اداره امور کشور دست داشتند و اکنون جامه دیگری به تن کرده در صف مشروطه‌خواهان در مهمترین نهاد مشروطیت یعنی مجلس برای خویش کرسی تصاحب نموده بودند. در بین اسامی نمایندگان منتخب بازرگانان نام وثوق‌الدوله (شخصی که چند سال بعد عاقد قرارداد ننگین 1919 شد) به چشم می‌خورد و در بین نمایندگان اعیان نیز افرادی نظیر صنیع‌الدوله، سعدالدوله، احتشامالسلطنه و حسنعلی خان (پسر مخبرالدوله هدایت) دیده می‌شدند. (7) این افراد نه تنها در صحنه‌های مبارزه حضور نداشتند که در نقطه مقابل نهضتیان قرار گرفته و حامی استبداد بودند و تا آخرین لحظات نیز بر موضع خود پای می‌فشردند. 

به هر حال مجلس شورای ملی روز 18 شعبان گشایش یافت. این در حالی بود که قرار بر افتتاح مجلس در روز نیمه شعبان گذاشته شده بود. اما به دلیل عدم تکمیل و اتمام انتخابات و جلوگیری از تداخل جشن افتتاح مجلس و جشن نیمه شعبان، افتتاح مجلس با تاخیر انجام گرفت. (8) 

مراسم افتتاح مجلس در اتاق برلیان باغ گلستان منعقد و سلام عام به رسم اعیاد بزرگ برپا شد. سفرای دولت‌‌های خارجی، مقامات و شخصیت‌های سیاسی و دولتی در این جشن شرکت داشتند. مظفرالدین شاه در حالی که همچنان بیمار بود و روزهای واپسین عمرش را سپری می‌کرد، با نطقی گشایش مجلس را اعلام کرد. (9) 

با توجه به شرایط خاص آن روز کشور و نفوذ مستبدین و مرتجعین در ارکان دولت در تدوین نظامنامه انتخابات با گنجاندن ماده‌ای، مقدمات تشکیل سریع مجلس پیش‌بینی شده بود تا مبادا با به تاخیر افتادن انتخابات و تشکیل مجلس، طرفداران استبداد شرایط را به نفع خود تغییر داده و زحمات مردم به هدر رود. طبق ماده 19 نظامنامه انتخابات هر گاه انتخابات تهران، که حد نصاب نمایندگان را تشکیل می‌داد، خاتمه یافت و نمایندگان در مجلس حضور به هم رساندند مجلس می‌توانست جلسات خود را تشکیل داده و نمایندگان وظایف قانونی خود را شروع کنند. بدین ترتیب تاخیر انتخاب، ورود و حضور نمایندگان شهرستان‌ها (که با توجه به شرایط جغرافیایی وضعیت راهها و کمبود امکانات امری طبیعی بود) در مجلس، مانع از گشایش مجلس نمی‌شد. به همین علت به موجب ماده ششم نظامنامه تعداد نمایندگان تهران 60 نفر یعنی حد نصاب تشکیل مجلس در نظر گرفته شده بود. (10) 

بنابراین این روز 19 شعبان 1324 با حضور نمایندگان تهران مجلس رسمیت یافت و در اولین انتخابات درون مجلس، صنیع‌الدوله با اکثریت آراء ریاست مجلس را بر عهده گرفت. وثوق‌الدوله نایب رئیس اول و حاج محمد حسین آقا امین الضرب، پسر سرمایه‌دار معروف تهران به سمت نایب رئیس دوم انتخاب شدند. 


پی‌نوشتها: 

-1 کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام علی‌اکبر سعیدی سیرجانی تهران، آگاه، 1362، بخش اول ص 558

-2 هدایت، مهدیقلیخان (مخبرالسلطنه:) خاطرات و خطرات، تهران، چاپ رنگین 1329 ص 189

-3 ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، علمی، 1371 ص389

-4 کرمانی، همان، ص 602

-5 پیشین، ص (602-603) 

-6 کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، امیرکبیر، 1354 ص 167

-7 پیشین ص 168

-8 دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، 1362، ج 2، ص 89

-9 کرمانی، همان، ص 644

-10 شجیعی، زهرا، نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی (نمایندگان مجلس شورای ملی) تهران، سخن، 1374 ج 4 صص 136 -137