مشروطیت | موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

                                                                                                         



طفل مشروطه میان سنگ آسیای استعمار

پس از وقوع انقلاب مشروطیت در ایران و همزمان با تحولاتی که در صحنه بین الملل پدید آمد و قدرت هایی نوظهور نظیر آلمان سیطره استعماری روسیه و انگلستان دو استعمار کهنه کار را به چالش طلبیده بودند، دو کشور رقیب که سال ها بر سر منافع خود در ایران با یکدیگر در رقابت بودند تصمیم به سازش گرفته و مقدمات انعقاد قراردادی را ریختند که در تاریخ با نام قرارداد 1907 نامبردار شد. 

ماجرا از این قرار بود که روز سی و یکم اوت 1907 (نهم شهریور 1286) ، سه‎ ‎قرارداد میان نمایندگان انگلستان و روسیه در سن پترزبورگ منعقد شد. بر اساس قرارداد نخست، سرزمین افغانستان که در سال 1857 م / 1236 هـ. ق، از ایران جدا شده بود، در حوزه نفوذ انگلستان قرار گرفت. ‏‎ ‎بر پایه قرارداد دوم، سرزمین تبت با وجودی که در اشغال نیرو های بریتانیا بود، ‏‎ ‎جزء حوزه نفوذ روسیه شناخته شد و بر پایه‌ قرارداد سوم ، ایران به سه بخش تقسیم گردید. ‏

مناطق سه گانه که بر اساس قرارداد تعیین شده بودند عبارت بودند از: 

1. بخش شمالی: یعنی از خط فرضی میان قصر شیرین، اصفهان، ‎ ‎یزد، خواف و مرز افغانستان (نقطه برخورد مرز میان روس و افغانستان)؛ منطقه نفوذ روسیه. ‏

‏2. ‏‎ ‎بخش جنوبی: یعنی از خط فرضی که از مرز افغانستان و‏‎ ‎بیرجند و کرمان و بندرعباس به هم می ‌پیوست و برای دفاع هندوستان، دارای اهمیت حیاتی بود؛ منطقه نفوذ انگلستان. 

3. بخش مرکزی: که در حقیقت، حد فاصل میان‎ ‎مناطق دولت‌های روسیه و انگلستان بود، در حیطه‌ نفوذ دولت مرکزی قرار گرفت‎. ‎بر اساس قرارداد دولت انگلستان متعهد شده بود که در منطقه نفوذ روسیه "برای خود به کمک رعایای خود یا معاونت اتباع دولت دیگر در صدد تحصیل هیچ گونه امتیاز پلیتیکی یا تجارتی از قبیل امتیازات راه های آهن و سایر راه ها و بانک ها و تلگراف ها و حمل و نقل و بیمه و غیره بر نیاید. " دولت روسیه نیز چنین تعهدی را در مناطق نفوذ انگلستان سپرده بود. ‏ جالب ترین موضوع در عقد این قرارداد آن بود که قرارداد بدون آگاهی یا مشارکت دولت ایران و در زمان اوج جنبش مشروطه امضا شده بود. دولت ایران در تاریخ 16سپتامبر 1907، رسما در جریان قرارداد قرار گرفت. 

پیمان نامه در سن پترزبورگ امضا شد و سرنوشت افغانستان و چند کشور دیگر را نیز تعیین می‌کرد. ‏

وقایع بعدی نشان دادکه هدف اصلی قرارداد، لااقل در مورد ایران، قرار دادن انقلابیون مبارز ایرانی در میان "دو سنگ بزرگ آسیا" و خرد کردن آزادی ایران یا به قولی "در آخرین تحلیل هیچ مفهوم دیگری نداشت جز تقسیم بازار های ایران و منافع مواد خام ایران در شمال و جنوب بین بنگاه های مالی و صنعتی دو کشور. " بود. ‏

کسروی در تاریخ مشروطه ایران در باره نتایج این قرارداد می نویسد: بخش بزرگی از دشمنی های محمد علی میرزا با مجلس و مشروطه و داستان بمباران مجلس و سپس آمدن سپاه روس به ایران و دژ رفتاری های آنان در آذربایجان و گیلان و سپس بازگشت محمد علی میرزا در سال 1329 و پس از همه داستان شوم اولتیماتوم، از نتیجه های این پیمان بود. هر چند قرارداد استعماری 1907 مورد اعتراض شدید مجلس و ملت ایران قرار گرفت. اما با وجود اعتراضات ایران به این قرارداد، مواد آن عملاً اجرا می‌شد و در زمان جنگ جهانی اول نیز به بهانه جنگ با عثمانی، مناطقی از ایران مدتی به اشغال روسیه و بریتانیا در آمده بود. روس ‌ها تا زمان انقلاب اکتبر بر حفظ منافع به دست آمده‌شان از این قرارداد اصرار داشتند. پس از انقلاب اکتبر این قرارد عملاً ملغی شد. ‏